دین و سیاست در عصر جهانی شدن، چالش های فراروی جمهوری اسلامی ایران

جهانی شدن ناظر به جریانی از فشردگی زمان و فضا مرررر جهان است که بواسطه آن مردم دنیا بصورتی کم و بیش آگاهانه مرررر جامعه جهانی ادغام می شوند. جهانی شدن مرررر حوزه اقتصاد با افزایش تجارت جهانی، گسترش میزان سرمایه گذاری خارجی، سیال شدن سرمایه، نیروی کار و وابستگی متقابل اقتصادی شناخته می شود. تعلق خاطر به محیط فراملی، تاثیر پذیری از تحولات جهانی و تبادلات مادی و غیرمادی جهانی و افزایش مهاجرت نیز باعث کاهش قدرت دولتها بر شهروندان می شود. ناتوانی نظامهای سیاسی مرررر کنترل این جریان ها باعث می شود دولتها مرررر عرصه هویت سازی دچار مشکل شوند. مرررر حوزه فرهنگ نیز به مدد ماهواره ها و اینترنت، صنایع فرهنگی غربی بر شبکه های جهانی مسلط می شوند و به ترویج فرهنگ مصرفی و ارزشهای آمریکائی می پردازند. ارزشهای غربی نیز به چالش با ارزش های بومی پرداخته و موجد بحران هویت مرررر دیگر جوامع می شوند و از این رهگذر هویت های مقاومت شکل می گیرند. دین منشا مقاومت جوامع اسلامی و جریانهای اسلام گرا نمود این مقاومت هستند، مرررر واقع این جریانها با بازگشت دوباره به دین و مدد گرفتن از آن مرررر حل بحرانهای ناشی از جهانی شدن به بازسازی هویت خود مبادرت می کنند. رهیافتهای نظریه پردازان معاصر به جهانی شدن را می توان به چهار دسته کلی مدرن، پست مدرن نئومارکسیستی و دینی تقسیم کرد. رهیافت مدرن جهانی شدن را پیشرفته ترین مرحله تجدد می داند. مرررر رهیافت پست مدرن جهانی شدن تابع منطقی مستقل و اجتناب ناپذیر است که مرررر آن عرصه عمل از اینجا به همه جا ، از اکنون به همیشه و از روابط ملی به ارتباطات فراملی تغییر می یابد.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*