آندوکرینولوژی ایرانیان در تمدن اسلامی/

دانش اندوکرینولوژی، اسرارنامه کنش‌های پیچیده ارگانیک زیستمدان است که ما را در شناخت رازهای نیروی حیات یاری می‌دهد، کنشهایی که اکنون در افق دیدگاه ما، حاصل فرایند اتصال ملکول پیام‌آوری به ملکول یا ملکول‌های پیام‌پذیری است که در غایت نبض تپنده حیات فرمان‌پذیر را محسوس می‌کنند. این نگرش نوین کوانتیک نسبت به کنش‌های زیستی، برآیند دانشی است که به ویژه در دو سده گذشته شتاب یافته است و بی‌شک طب اسلامی که پایه‌های طب نوین بر آن است در سیر تکاملی آن تقش بسزایی داشته است . هرچند در تمدن اسلامی، بدلیل محدودیتهای متدلوژیک شناختی، نمی‌توانستند با زنجیره ژن-هورمون-گیرنده، در پی تحلیل روندهای زیستی برآیند، اما در پناه تئوری ارکان چهارگانه، مزاجها و خلطها، آنالیزی در خور توجه از چگونگی تغییر کیفی کنش‌های تن آدمی و ایجاد فرایندهای پاتولوژیک ارائه داده‌اند. تئوری مزاج و تغییر کیفی انواع مزاج در گستره تن‌آدمی، در طب اسلامی جایگاهی رفیع در تحلیل رویدادهای پاتولوژیک داشته است ، شناخت کنونی ما از پدیده‌های نورولوژیک در سیستم اعصاب اتونومیک و کنش‌های نورواندوکرینولوژیک و متابولیسم بازال، نشانگر توان و صحت تئوری مزاج در تبیین رخدادهای فیزیوپاتولوژیک می‌باشند، بی‌تردید تئوری مزاج در طب اسلامی، آیینه‌ای است از فلسفه فیزیکی اعتدال و تضاد در قلمرو حیات . بی‌شک برای شناخت دست‌آوردهای پزشکی ایرانیان در تمدن اسلامی در قلمرو تشخیص و درمان بیماری‌های اندوکرینولوژی، تنها با پژوهش در آثار و نوشتارهای پزشکی چهره‌های برجسته طب اسلامی-ایرانی امکانپذیر است .