تلفیق منافع ملی و مصالح اسلامی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (بررسی تطبیقی سیاست خارجی دولت ملی و دولت اسلامی)

در سیاست خارحی کشورها، به عبارت بهتر "ملت - کشور" های معاصر، "منافع ملی" هدف شالوده‌ای و اساسی و عامل تعیین کننده است و این است که تصمیم گیرندگان سیاست خارجی را راهنمایی می‌کند. از سوی دیگر "منافع ملی" خود تابعی است از قدرت ملی و این است که تعیین می‌کند حوزه منافع ملی تا کجا گسترده است و یا محدود خواهد بود. اما در بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مشخصه "اسلامی" نظام جمهوری اسلامی، عاملی است که ما را وامی‌دارد، تفاوتی مهم را مورد تاکید و توجه قرار بدهیم، و آن اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان صرفا" در چارچوب مباحث رایج و جاری مبتنی بر نظام ملت - کشور (Nation-state) توضیح داد، بلکه علاوه بر لحاظ کردن این نظام، بعنوان یک واقعیت موجود نه یک اصل عقیدتی پایدار، باید ویژگی‌های مربوط به "دولت اسلامی" را نیز در آن لحاظ کرد. نظام جمهوری اسلامی ایران، اولین نظام اسلامی است که پس از شکل‌گیری دولت‌های مدرن با مشخصات و ضرورت‌های یک دولت ملی سرزمینی، ظاهر شده است . بنابراین وارث دو دسته مشخصات از دولت‌های ملی و اسلامی است . از یک جنبه، ایران محدوده سرزمینی و یک واحد سیاسی در نظام ملت - کشور و عضوی از خانواده جهان سیاسی معاصر است . بنابراین خواه ناخواه جمهوری اسلامی ایران متاثر از قواعد و نرم‌های حاکم بر روابط و نظام بین‌المللی کنونی است . و نیز بخصوص از الزامات و تعهداتی که یک دولت ملی در قبال مردم و جمعیتی که تابعیت "ایرانی" دارند، متاثر است . جنبه دیگر "اسلامی" بودن نظام است و اینکه ایران برای اولین تجربه موفق در حرکت عظیم جهانی بازگشت به اسلام است . به این ترتیب ، در همه بخش‌های نظام، از جمله در مساله مورد بحث ما، "سیاست خارجی"، دو دسته خصیصه‌های "ملی" و "اسلامی" در هر گونه بررسی مطرح و مشهوداند. این تحقیق در پی آنست که نشان بدهد اولا" دو دسته خصیصه‌های ملی و اسلامی، در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چرا و چگونه ضرورت وجودی یافته‌اند و ثانیا" به چه ترتیب و در چه نسبتی و با چه شانسی در تعیین و تبیین سیاست خارجی کشور، باید لحاظ شوند. براین اساس در تحقیق حاضر کوشش شده است که یک بررسی تطبیقی از سیاست خارجی دولد ملی (لائیک) و دولت اسلامی (بمعنای عام) به عمل آید و برای هریک اصولی در باب سیاست خارجی تدوین شود و نتایج حاصله در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک مصداق، به محک نقد و بررسی گذاشته شود و مشخص گردد از کدام اصول تبعیت می‌کند و نهایتا" در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، موضوعات مربوطه به سیاست خارجی بررسی شود تا مشخص گردد که آنچه بعنوان اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی نتیجه‌گیری شده بود، تا چه حد دراین قانون، لحاظ شده است . نگارنده کوشیده است (نهایتا") نشان دهد که ساختمان و بنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تنها بر پایه "منافع ملی" استوار نشده است ، بلکه "مصالح اسلامی" نیز پایه دیگر این ساختمان می‌باشد. این امر اختصاصی به جمهوری اسلامی ایران ندارد و می‌توان گفت که امر تلفیق و ترکیب "منافع ملی" و "مصالح اسلامی" یک مساله محوری در تمامی جنبش‌های اسلامی است که در یک محدوده سرزمینی، هدف تاسیس دولت دارند.