سیاست دولت شوروی نسبت به اسلام در آذربایجان

منطقه ای که امروز به عنوان جمهوری آذربایجان شناخته می شود، مشتمل بر مناطق شمالی رود ارس است که در دوره حمله روسها از ایران جدا شد و به قلمرو روسیه تزاری پیوست. فقط این، به این معنی دلالت نمی کند که روابط این منطقه با ایران که قبلا یک زندگی مشترکی داشتند، قطع شد. ولی در عین حال، پس از انعقاد قرارداد "ترکمان چای"، آذربایجان تحت سلطه روسیه و بویژه در دوره شوروی و در زمینه ی سیاستهای ملی و مذهبی آنها یک مسیر متفاوتی طی خواهد می کرد.
در میان سیاستهای ملی و مذهبی این دو دولتی که از ماهیت اشغالگری شان نشأت گرفته است، هم شباهتهایی و هم تفاوتهایی وجود داشته است. وجه مشترکی که در میان اینها بوده است، این است که هر دو در مورد سیاست ملی به منظور ایجاد فرهنگ روسی در منطقه، سیاستهای "روسی سازی" اجرا کرده اند. و اما وجه تمایزی که بین این دو وجود داشته است، این است که روسیه تزاری بدلیل اینکه یک دولت مسیحی بوده است، سیاستهای "مسیحی سازی" اعمال کرده است. ولی دولت شوروی که مبتنی بر جهان بینی مادی و الحادی بوده است، طبق عقاید ماتریالیستی و آتئیستی خود در مورد مذهب سیاستهای "لامذهب سازی" اعمال کرده است. و این وضع موجب تغییرات و تحولات مذهبی و عقیدتی در جامعه ی اسلامی آذربایجان شده است.
حال اینکه سیاستهایی که دولت شوروی که مورد بحث ما است، در قبال مذهب عملی کرده چه تأثیری در جامعه ی اسلامی آذربایجان نهاد؟ و این که آیا آنان در پیگیری این سیاستها موفق شدند یا نه؟ عکس العمل جامعه، از جمله روشنفکران، علماء و روحانیون مسلمان در برابر این سیاستها و ماهیت و کیفیت سیاستهای شدید علیه اسلامی رژیم کمونیستی، وجود و یا عدم وجود تحولات عقیدتی و تخریب معنوی در جامعه ی اسلامی آذربایجان، این نوشتار در صدد بررسی و تبیین آن می باشد.