سبک زندگی از دیدگاه دالایی لاما و علامه طباطبایی

چکیده
یکی از مباحث جدید مرررر عرصه تمدن غرب مساله سبک زندگی است که مرررر دهه های اخیر به عنوان موضوعی میان رشته ای و مرررر عین حال سهل و ممتنع ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است.از یک سو ماهیت غربی این موضوع لوازمی را ایجاب می کند و از سوی دیگر معرفی راه سعادت از سوی جریانهای معنوی نوظهور بعنوان بدیلی بر تعالیم آسمانی ادیان ،دغدغه بررسی سبک زندگی پیشنهادی آنها را به منظور اتخاذ موضع مناسب و رهیافت برتر لازم می آورد.این رساله به هدف ارائه نگاه اساسی مرررر موضوع سبک زندگی به استخراج و تبیین و تشریح دو الگوی ارائه شده از سوی دالایی لاما بعنوان نماینده آیین بودایی و علامه طباطبایی بعنوان نماینده دین اسلام به روش تحلیلی، تطبیقی و مقایسه آراء این دو اندیشمند مرررر سبک زندگی پرداخته است تا از این میان الگوی برتر شناسایی شود. از بررسیهای انجام شده معلوم شد که گستره سبک زندگی از منظر دالایی لاما مرررر چهار حوزه به قرار ذیل است:مرررر ارتباط با خدا،وی سخنی ندارد زیرا اعتقادی به وجود خداوند ندارد.مرررر حوزه ارتباط با خود برخود شناسی ،مراقبه،گیاه خواری، شادمانی و دوری از رنج و تربیت ذهن تاکید دارد.مرررر ارتباط با دیگران به مدارا،هماهنگی میان ادیان ،احترام به تمام زیوندگان و انسانها و احترام به والدین معتقد است.مرررر ارتباط با طبیعت به نقد تکنولوژی و تاثیرات مخرب آن بر محیط زیست می پردازد و به ترحم بر حیوانات تاکید می ورزد.مرررر نقطه مقابل علامه طباطبایی مرررر ارتباط با خدا به دو وظیفه اساسی خداشناسی و خداپرستی می پردازد .مرررر حوزه ارتباط با خود ،معرفت نفس،مراقبه، بهداشت جسمی و روحی،علم اندوزی و تعقل از جمله تاکیدات وی است.گستره سبک زندگی مرررر حیطه ارتباط با دیگران ،احسان به والدین، سنت ازدواج و احترام به همسایگان،عدالت فردی و اجتماعی، تعاون مرررر امور خیر مرررر جامعه مطمح نظر وی است.مرررر تعامل با طبیعت ضمن نقد تکنولوژی و تبیین نگرش اسلام به آن بر بهره برداری صحیح از آن تاکید دارد.جالب توجه آنکه روح حاکم برسبک زندگی هر دو اندیشمند، نیت پاک و صادقانه میباشد اماسبک زندگی دالایی لاما متکی برآموزه های ، سکولاریستی و اومانیستی میباشد مرررر حالی که علامه طباطبایی توحید محوری را سرلوحه سبک زندگی قرار داده و خود نیز مرررر حد اعلی بدان التزام دارد.بنابراین الزامات سبک زندگی مرررر اندیشه دو صاحب نظر واجد وجوه اشتراک و افتراق می باشد و اگرچه مرررر مبانی و اهداف نوعی واگرایی مرررر دیدگاهها مشاهده می شود اما مع الوصف مرررر سبک زندگی پیشنهادی آنها رگه هایی از همگرایی قابل رویت است.