اخلاق متصوفه از خلال متون عرفانی (از آغاز تا اوایل قرن هفتم)

اعتقاد به ثنویت بین جسم و روح، ارزشمند شمردن فضائل و ناپسند دانستن رذائل، وجه مشترک همهء ادیان و مکاتی اخلاقی است . مباحث اخلاقی دو شعبه دارد، شعبه نظری و عملی، در بخش عملی برای رسیدن به کردار نیک باید به انجام دادن اعمالی اقدام کرد (بایدها) و از انجام دادن بعضی اعمال دیگر خودداری کرد (نبایدها). کلیات این “بایدها و نبایدها” نزد همهء انسانها مشترک است ولی در جزئیات و روشهای رسیدن به آنها در بین گروههای مختلف تفاوتهایی وجود دارد. خلق، ملکه‌ای است در موجود ذی‌شعور و با اراده که منشا افعال است ، برخی از این افعال فطری است و برخی اکتسابی، که تت تاثیر علم و اراده انسانهاست و با تقویت اراده می‌توان آنها را تغییر داد. صوفیه مکارم اخلاقی را همان ملکات نفسانی دانسته‌اند و آن را مقامات تعبیر کرده‌اند، مهمترین آنها عبارت است از توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا. صوفیه معتقدند نگهداشت جسم از گناه حق آن است ، ایشان حقوق جسم را در برخورداری از نعمتها و نیازهای ضروری مانند طعام، جامه و مسکن به حداقل ممکن کاهش دادند، اما به نظافت شخصی و وضوداشتن دائمی بسیار مقید بودند، البته در میان صوفیه گروهی هم بودند که درمان بیماریها را خلاف تسلیم و رضا می‌پنداشتند و از آن پرهیز می‌کردند. اکثر صوفیه در روابط خانوادگی خود برای پدر و مادر احترام خاصی قائل بودند و به ترتیب فرزند اهمیت می‌دادند، ولی به همسر با بدبینی می‌نگریستند و اغلب او را مخل تجرد سالک و مانع سیر الی‌الله می‌شمردند و مریدان را بخصوص در ایام جوانی از معاشرت با زنها نهی می‌کردند و همسران خود را بیشتر از طبقه فقیران برمی‌گزیدیند. روابط مشایخ صوفیه با یکدیگر با شفقت و حرمت توام بوده و با دوستان با انصاف و ایثار بسر برده‌اند و دیدار و عیادت دوستان را واجب شمرده‌اند. صوفیه با همسایگان با مدارا و محبت زیسته‌اند تا جایی که موجب جذب آنها و ایجاد محبوبیت خودشان شده است . صوفیه در روابط اجتماعی خود، بجز در موارد نادری، معمولا با سلاطین و قدرتمندان روابط خوبی نداشته‌اند. صوفیه در وظایف اقتصادی و تامین معاش خود فعال نبودند و بطور کلی برای گذران زندگی به دو شیوه کلی ارتزاق کرده‌اند: کسب و توکل، توکل خود شامل فتوح و سوال می‌شد. صوفیه کسب را مناسب مبتدیان و توکل را مناسب منتهیان دانسته‌اند. از وظایف دیگر اجتماعی حفظ نظافت اماکن عمومی است که صوفیه بدان سخت پایبند بوده‌اند. وظیفه دیگر اجتماعی پایداری در مقابل متجاوزان به دین و وطن است ، صوفیه برای رعایت مسائل عبادی در جنگ با کفار حاضر می‌شده‌اند بویژه بعضی از این قوم در برابر حمله مغول مقاومت کردند. صوفیه از پدیده مرگ استقبال می‌کردند و حتی آن را وصال دوست می‌نامیدند. گرچه بعضی به هنگام رحلت ، حضور در پیشگاه حق تعالی را دشوار توصیف کردند. صوفیه مدعی کرامات در حین مرگ و بعد از آن نیز بوده‌اند.