آموزش مفهوم مرگ به کودکان بر اساس آموزه‌های اسلام

موضوع پژوهش حاضر «آموزش مفهوم مرگ به کودکان براساس آموزه‌های اسلامی» است. این تحقیق در جستجوی پاسخ‌گویی به چهار سئوال اساسی بوده است. که عبارتند از:
1- مفهوم مرگ از نظر آموزه‌های اسلامی چه می‌باشد؟
2- مرگ را از دیدگاه اسلامی به چه مولفه‌هایی می‌توان تقسیم کرد؟
3- این مولفه‌ها را در چه سنی می‌توان به کودکان آموزش داد ؟
4- راهکارهای آموزش این مولفه‌ها چه می‌باشد؟
هدف از این تحقیق مشخص کردن معنای مرگ و مولفه‌های آن از دیدگاه اسلام و سپس بررسی امکان آموزش این مفهوم به کودکان دبستانی به گونه‌ای ساده که برای آنها قابل فهم باشد؛ و در نهایت ارائه راهکارهایی برای آموزش این مفهوم به کودکان در این دوره است. ضرورت آموزش این مفهوم عدم‌کنترل یا اجتناب‌ناپذیر بودن آن می‌باشد. کودکان به صورت ناخواسته در زندگی با مرگ روبرو می‌شوند زیرا آن یک واقعیت غیر‌قابل انکار است. از این جهت باید پاسخی متناسب با باورها و عقاید مذهبی‌مان در برابر سئوالات کودکان داشته باشیم. روش مورد استفاده در این پژوهش الگویی‌ همگرایی که از چهار شیوه توصیفی، تفسیری، و استنتاجی و تجربی تشکیل شده تحقیق مربوط به این اثر را سامان داده‌اند. و همچنین به‌صورت ساده از روش تحلیل‌ مفهومی در ارتباط با واژگان (واژگان در ارتباط با مفهوم مرگ) استفاده شده است.
در تجزیه و تحلیل نهایی نتایج زیر بدست آمده است:
مولفه‌های مفهوم مرگ از دیدگاه اسلام با توجه به بررسی آیات و روایات تحت عنوان وجوه مرگ در آموز‌ه‌های دینی (1- تقدیر مرگ؛ 2- فراگیربودن؛ 3- بازگشت‌ناپذیری 4- عدم‌کنش‌وری 5- پوشیدگی زمان و مکان مرگ و زمان قیامت؛ 6- کیفیت خاص مرگ و زندگی در سرای ابدی) استنباط شده است. (این مولفه‌ها در برگیرنده، سه مولفه روانشناسی نیز می‌باشند.) و سپس براساس تحلیل واژگان و بررسی آیات قرآن‌کریم و روایات تعریفی ساده از مفهوم مرگ ارائه شد. در ادامه نظریه‌های رشد‌شناختی و تکامل درک مفاهیم دینی و نظریه عمومی اسلام در زمینه رشد و تعلیم و تربیت کودکان مورد بررسی قرار گرفت. نظریه برونر رشد‌شناختی را در ارتباط با آموزش و نظریه ویگوتسکی رشد‌شناختی را در ارتباط با شرایط اجتماعی در نظر می‌گیرد. (که براساس این دو نظریه امکان آموزش مفهوم مرگ در دوران دبستان امکان‌پذیر است.) و با بررسی‌های انجام شده در آیات قرآن‌کریم، روایات و نظر فقها مشخص شد که از نظر اسلام در دوران دبستان قبل از بلوغ کودکان قادر به درک مفاهیم دینی هستند. اما از اصول مهم در زمینه آموزش مفاهیم دینی توجه به ویژگی اصلی آن می‌باشد و آن این است که تدین امری اختیاری است. چون مدرسه اجباری است نمی‌توان گفت که تدین هم به تبعیت از مدرسه اجباری است. بر این اساس در نهایت می‌توان گفت که دو نظریه رشد‌شناختی(برونر و ویگوتسکی) و نظریه اسلام در راستای یک دیگر قرار گرفتند اما در ارتباط با نظریات تکامل درک مفاهیم دینی می‌توان گفت که هیچکدام از سه نظریه بررسی شده (پیاژه، هارمز و گلدمن) در راستای نظریه برگرفته از اسلام نمی‌باشند. براساس سه نظریه (برونر، ویگوتسکی و اسلام) می‌توان چنین استدلال کرد که امکان آموزش مفهوم مرگ و مولفه‌های آن به کودکان دبستانی امکان‌پذیر است. به‌منظور تأیید این نظریه‌ها در بخش دیگر این تحقیق رویکرد آموزش فلسفه به کودکان به‌عنوان یک رویکرد نوین مورد بررسی قرار گرفت. این رویکرد این امکان را ایجاد کرده است که مفاهیم فلسفی (از جمله مفهوم مرگ) را با زبانی ساده و با استفاده از داستان ولی به صورت کاملاً عقلانی و منطقی به کودکان آموزش داد. اصول و روش‌های رویکرد آموزش فلسفه به کودکان در راستای اصول و روش‌های مطرح شده در اسلام می‌باشد. ولی آنچه که باید مورد توجه دست‌اندرکاران نظام آموزشی قرار گیرد این نکته است که اهداف و مبانی که این رویکرد از آن نشئت گرفته است با اهداف و مبانی مطرح شده در اسلام متفاوت است. از این رو می‌تواند در تعیین برنامه‌‌ها و نوع داستان‌ها تفاوت ایجاد کند.
به‌طورکلی با توجه به دست آورد‌های رویکرد آموزش فلسفه به کودکان می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که امکان آموزش هر نوع مفهومی (انتزاعی و غیر‌انتزاعی) برای کودکان در سنین دبستان امکان‌پذیر است. هر چند که نوع و روش آن می‌تواند و باید متفاوت باشد. مثلاً داستان‌های مطرح شده در دوران دبستان با دوران بالاتر تفاوت‌های از نظر کیفیت و عمق مطلب دارد ولی می‌توان همان مفاهیم را با زبان ساده‌تر به گروه سنی پایین‌تر نیز آموزش داد. در زمینه مفهوم مرگ نیز چنین است. داستان‌های در این ارتباط وجود دارد که در مقاطع مختلف مورد استفاده‌ قرار گرفته است. مثلاً در سطح پیش‌دبستانی، دبستانی و بالاتر.