اخلاق و سیاست در اندیشه سیاسی اسلام(دوره میانه)

پژوهش حاضر کوششی است مرررر بررسی رابطه اخلاق و سیاست مرررر اندیشه سیاسی اسلام تقدم اخلاق بر سیاست فرضیه اصلی این پژوهش است.اساسا فلاسفه و اندیشمندان سیاسی هعغهعغه میانه اسلامی همچون ارسطو غایت سیاست را خیر انسانی تلقی می کنند، با این وجود سیاست با سعادت گره خورده و سعادت جز مرررر رفتارهای فضیلت مندانه که موضوع اخلاق است تحقق نمی یابد.لذا مفهوم سعادت به عنوان غایت سیاست تنها از مجرای اخلاق و مرررر عرصه نظام سیاسی مطلوب تحقق می یابد. با تامل مرررر نوشته های متفکران شیعه(مسکویه ، رازی و خواجه نصیرالدین طوسی) و اهل سنت(ابوالحسن ماوردی و امام محمدغزالی) مرررر هعغهعغه میانه می توان به این نتیجه دست یافت که آنان مرررر خصوص رابطه اخلاق و سیاست مشربی ارسطویی داشته و اخلاق که عمل سیاسی نیز جزئی از آنست را ناشی از عادت و قابل تغییر و انعطاف پذیر تلقی می کنند. بنابراین به عقیده آنان عمل سیاسی به مثابه فعل اخلاقی است. چه سیاست مرررر نظام سیاسی اسلام موضوعی جز تامین و توسعه فضیلت مرررر جامعه ندارد. به همین منظور ارتباط معناداری بین این دو مقوله برقرار نمودند و اخلاق را به عنوان مقدمه و دیباچه ای برای ورود به عرصه سیاست ضروری دانسته و نظریه تقدم اخلاق بر سیاست را سامان دهی نمودند.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*