بررسی زمینه های فرهنگی در دو انقلاب مشروطه و اسلامی و وجوه افتراق و اشتراک آن

بررسی انقلاب ها بی شک از مهمترین مباحث در علوم سیاسی می باشد. موضوع پژوهش حاضر بررسی زمینه های فرهنگی در دو انقلاب مشروطه وانقلاب اسلامی ایران و وجوه اشتراک وافتراق آن دو باهم است.
روش تحقیق در این پژوهش روش مطالعه کتابخانه ای، فیش برداری، واستفاده از مقالات اینترنتی می باشد.در مقایسه وجوه فرهنگی این دو انقلاب آنچه به عنوان فرضیه ی اصلی عنوان شد ،این است که : در انقلاب مشروطه بزرگ ترین زمینه ی فرهنگی در بروز انقلاب ،مخالفت با قدرت استبدادی شاه بود ،حال آنکه در انقلاب اسلامی موج اسلام خواهی ،بزرگ ترین زمینه ی فرهنگی ظهور انقلاب بوده است.
با روش مطالعه ی کتابخانه ای وفیش برداری وبراساس تحقیق بنیادی کتب ومقالات پژوهشگرانی که در مورد علل ظهور هر یک از دو انقلاب مشروطه واسلامی نظرات خود را عنوان نموده اند بررسی می گردد وبا جمع بندی اطلاعات مربوط به پیشینه ی تحقیق ومقایسه این نظرات، فرضیه ی مزبور تائید گردید.
فرضیه ی فرعی که عنوان شد اثبات یا رد ،تاثیر انقلاب مشروطه بر شکل گیری وظهور انقلاب اسلامی سال 57 بود، تمامی انقلابیون سال 57 همواره به انقلاب مشروطه نظر داشتند. حتی امام راحل در سخنرانی ها بارها به انقلاب مشروطه اشاره فرموده اند. باانقلاب مشروطه وتشکیل مجلس شورای ملی وراه یافتن تعداد زیادی از روحانیون ودانشگاهیان به مجلس، روحانیون عملا با کار وقوانین سیاسی آشنا شدند وتفکر اسلام سیاسی مجالی برای رشد یافت وکتبی نیز در اینباره به چاپ رسید که بذر های تشکیل حکومت سیاسی را در اذهان جوانان آن روز پراکند و بعدها این بذرها پس از سالیانی در انقلاب سال 57 به بار نشست. در واقع می توان با یک برداشت منطقی عنوان نمود که انقلاب مشروطه که با فتوای میرزای شیرازی ،جرقه ی آن زده شد ،چراغی فرا راه انقلابیون سال 1357مخصوصا روحانیون قرار داد و انقلاب اسلامی با رهبری بلامنازع امام خمینی راهی را که به طور ناقص در مشروطه آغاز گشته بود را تا مقصد پیمود. .