جایگاه الهام در تفکر تیلیخ متکلم آلمانی

مرررر تفکر تیلیخ الهام عبارتست از تجلی مبداء هستی مرررر عیسی مسیح. تیلیخ دراین تعریف الهام، نسبت به الهام رهیافت غیرزبانی دارد. سه مفهوم سر، وجد و معجزه مفهومات ذاتی الهام هستند. سربه بعد ژرفنا و کنه حصول ناپذیر خدا اطلاق می‌گردد. مصداق معجزه یا پدیده نشانمند وجود عیسی مسیح است و جنبه عینی الهام نیز نامیده می شودد. مصداق وجد حالت ذهنی افرادی است که عیسی را به عنوان مسیح پذیرفتند. الهام باید جوابگوی سوالهای وجودی انسان باشد. سوالهای وجودی انسان، شکاکیت ، تناهی، معنای زندگی، ابهام و بیگانگی هستند الهام می‌تواند سئوالهای عقل وجودی را که به شکاکیت رهنمون می‌سازند جوابگو باشد. سئوالهای عقل وجودی عبارتند از تعارض عناصر خودفرمانروایی و دیگرفرمانروایی، نسبی‌گرایی و مطلق‌گرایی، صورتگرایی و عاطفه‌گرایی. خدافرمانروایی مرررر تصویر عیسی مسیح تعارض خودفرمانروایی و دیگرفرمانروایی را از میان برمی‌دارد. مطلق عینی مرررر تصویر عیسی مسیح بر تعارض نسبی‌گرایی و صورتگرایی فائق می‌آید و تحت تاثیر قرار گرفتن تمام کارکردهای انسان از جمله کارکردهای عقلانی و عاطفی تعارض عاطفه‌گرایی و صورت‌گرایی را مرتفع می‌سازد.