خودفراموشی از نظر اسلام و اگزیستانسیالیزم با تاکید بر نکته‌های تربیتی

خودفراموشی به عنوان یک معضل اجتماعی، تربیتی که نوعی عدول از "خود" و انحراف از خط سازندگی است : از قدیم‌الایام وجود داشته و هر مکتبی به نوعی راجع به آن اندیشیده و مرررر رفع آن کوشیده است . رساله حاضر تلاشی مرررر جهت بررسی مفهوم "خود" و ماهیت خودفراموشی و انواع آن از نقطه‌نظر اسلام و اگزیستانسیالیزم الحادی(سارتر) و دست‌یابی به نحوه مواجهه و میزان موفقیت هر یک از این دو مکتب مرررر رفع خود فراموشی می‌باشد. از این رو ضمن بررسی ماهیت "خود" و خودفراموشی این نتیجه حاصل شد که از نقطه نظر اسلام"خود" یک امر واقعی است و از نظر اگزیستانسیالیزم الحادی "خود" یک امر اعتباری می‌باشد. و البته تنها با قبول واقعی بودن "خود" می‌توان به خودفراموشی معنا و مفهوم واقعی بخشید. زیرا با قبول اعتباری بودن خود نمی‌توان افراد را متهم به خودفراموشی نمود. و با توجه به اینکه علم به "خود" علم حضوری است و علم حضوری فراموشی نمی‌پذیرد، لذا خودفراموشی وجودی عملا تحقق نمی‌یابد و به نحو مسامحه خودفراموشی به کار برده می‌شود به معنای فروگذاشتن و از دست دادن جنبه‌های والای انسانی است که امکان بروز نمی‌یابد. مرررر بررسی از انواع خودفراموشی به شناخت دو نوع آن نایل آمده و یکی از انواع آن خودفراموشی مثبت بوده که ناهشیاری و بی‌خویشتنی از آن نوع است و نوع دیگر منفی و مذموم می‌باشد و شامل خودفراموشی وجودی، فراموشی اجتماعی و فراموشی فرهنگی می‌باشد و آنگاه به بررسی تفاوتهای اسلام و اگزیستانسیالیزم مرررر رابطه "خود" با خدا، طبیعت ، جامعه و خویشتن پرداختیم و به تاثیر این تفاوتها مرررر مقوله خودفراموشی اشاره کردیم. مرررر بررسی از راههای رفع خودفراموشی به عنصر محوری و اساسی یعنی اتحاد مرررر هدف اعلای حیات یعنی بازگشت به خود منسوب به روح الهی مرررر مکتب اسلام اشاره کردیم و آن را عامل خودیابی مرررر فراموشی وجودی، اجتماعی و فرهنگی دانستیم، مرررر حالی که مکتب اگزیستانسیالیزم الحادی (سارتر) رفع خود فراموشی را مرررر گرو انتخاب و تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری می‌داند که آن را تنها مرررر پرتو نفی واجب‌الوجود جستجو می‌کند، زیرا معتقد است که اعتقاد به خدا باعث می‌شود که سرنوشت انسان از قبل معلوم باشد و به جای اگزیستانسیالیزم یعنی اصالت وجود، اصالت ماهیت تحقق پیدا کند. ولی چون مرررر این مکتب با حذف واجب‌الوجود ملاک عینی برای رفع خودفراموشی وجود ندارد، لذا پیروانشان قادر به رفع خودفراموشی یعنی انتخاب انسانی نخواهند بود و عملا به جانب تصمیمات غیرانسانی متمایل می‌شوند.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*