شکاف ایدئولوژیک و منازعه سیاسی در ایران طی سالهای 1358 تا 1360

بررسی تحلیلی انقلاب اسلامی ایران از نظرگاه تئوریهای تاریخ طبیعی انقلاب ، موضوعی است که تاکنون کمتر مورد توجه پژوهشگران تاریخ سیاسی ایران قرار گرفته است. بر طبق نظریه های تاریخ طبیعی انقلاب منازعه انقلابی معمولا از چهار مرحله یا هعغهعغه گذر می کند نخست، مرحله شکل گیری جنبش انقلابی و فروپاشی نظم قدیم، دوم ، مرحله گذار از نظم قدیم به نظم جدید و بروز کشمکش و اختلاف در بین نیروهای انقلابی .سوم ، مرحله استقرار نظم جدید بوسیله انقلابیون تندرو و رادیکال .و بالاخره چهارم، مرحله ای که طی آن تب انقلاب فروکش می کند و منازعه انقلابی پایان می یابد. کنکاشی درتاریخ انقلابهای جهان ما را بر این نکته آگاه می سازد که گذار از مراحل یادشده ، سرنوشت محتوم اغلب حرکتهای انقلابی بوده است و براین اساس انقلاب ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. به سخن دیگر اگر از زاویه تئوریهای تاریخ طبیعی انقلاب به بررسی انقلاب ایران بپردازیم، نشانه ها و علائم روشنی از مراحل چهارگانه فوق را در آن می یابیم. با اینحال در بین مراحل فرایند انقلاب ، مرحله دوم یعنی هعغهعغه گذار از نظم قدیم به نظم جدید، بیش از سایر مراحل درانقلاب ایران قابل تشخیص است. به عبارتی می توان ادعا کرد که حوادث و رویدادهایی که از 22 بهمن سال 1357 تا تیرماه 1360 در ایران بوقوع پیوسته است، بازتابی از مرحله دوم منازعه انقلابی در فرایند انقلاب ایران بوده است. دراین سالها جنبش انقلابی ایران که پس از ساقط نمودن نظام سلطنتی مقدرات کشور را به دست گرفته بود، از درون دچار شکاف و انشقاق گردید و در نتیجه به نیروها و گروههای تشکیل دهنده اش تجزیه شد. مرزبندیهای جدیدی شکل گرفت و نیروهای انقلابی بتدریج از یکدیگر فاصله گرفتند. در تبیین و تحلیل این حادثه باید گفت که تحولات تاریخ معاصر ایران این نکته را بر ما آشکار می سازد که عامل ایدئولوژی و هویت ایدئولوژیک سهم عمده ای در تکوین گروهبندیها و منازعات و رخدادهای سیاسی درایران معاصر داشته است.