عوامل سیاسی، اجتماعی موثر در گروش به اسلام در ایران (تا پایان عهد اموی)

این پژوهش درصدد پاسخگوئی به این پرسش است که مهمترین عوامل سیاسی و اجتماعی موثر در گروش ایرانیان به اسلام چه بوده و هریک از این عوامل چه نقشی در این روند ایفاء کرده و در مجموع چه ارتباطی با یکدیگر داشته‌اند محدوده زمانی آن تا پایان دوره اموی و محدوده جغرافیایی آن قلمرو دولت ساسانی در آخرین روزهای آن امپراتوری است . بر رغم خواست و نظر ساسانیان ایجاد حکومتی مبتنی بر تمرکز درتمامی ابعاد موجب استمرار بحران در ساختار سیاسی، مذهبی، اجتماعی این نظام و سرانجام سقوط آن گشت چالش های جدی که مذهب رسمی در اواخر عهد ساسانی با آن مواجه بود همراه با مشکلات سیاسی زمینه رسوخ اسلام را فراهم می‌ساخت و انگیزه‌های متفاوت مذهبی، سیاسی و اقتصادی اعراب مسلمان در فتوحات ایران را برای مدتی حدود دو قرن در زمه متصرفات ایشان درآورد گرچه اغلب نقاط ایران به جنگ فتح شد اما وعده اعطاء امتیازات انسانی اجتماعی ونیز سیاست مذهبی مسلمین که اصراری درتغییر کیش و آئین ملل مفتوحه نداشتند گروههایی محدود از ایرانیان را در همان آغاز تشویق به تغییر کیش کرد. از جمله معافیت از پرداخت جزیه چنان جذابیتی داشت که جماعاتی را به تغییر کیش و گرویدن به اسلام هر چند صوری و ظاهری مایل ساخت . با این حال از همان ابتدا هریک از طبقات اجتماعی جامعه ایران متناسب با جایگاه اجتماعی و نیازها و انگیزه‌های خود واکنشی متفاوت در مواجهه با اسلام و اعراب نشان دادند در این میان استقرار و اسکان قبایل عرب در ایران نقش مهمی در روند گسترش و نشر در دین اسلام در بین ایرانیان از طریق تداخل نژادی و امتزاج فرهنگی ایفاء نمود. رشد شهرها که خود ازنتایج ورود اعراب به ایران بود به انحاء مختلف در گرایش ایرانیان به اسلام موثر واقع شد. سهم فرقه های مذهبی که به هر دلیل با مذهب رسمی با نظام سیاسی حاکم به نوعی سر ناسازگاری داشتند همچون تشیع خوارج و مرجئه نیز در فراگرد تغییر کیش ایرانیان جایگاه برجسته ای داشت در واقع بخش هایی از جامعه ایران به دلایل کاملا سیاسی و اجتماعی نخستین بار از طریق تماس و نزدیکی با این فرقه‌های ناسازگار با اسلام آشنا شدند از یافته های دیگر این تحقیق می‌توان به نکات زیر اشاره کرد. مجموعه ای از عوامل که به صورت شبکه‌ای با یکدیگر پیوند داشتند و وجه اشتراک آنها جنبه سیاسی و اجتماعی آنهاست در فراگرد گروش تاثیر گذار بوده است روند گروش بر خلاف فتح ایران بطی ء کند وبسیار عادی طی شده و گروش ابتدا و بیشتر از همه در نواحی سرحدی ساسانیان، سواد و خراسان رخ داده تا نواحی مرکزی و آهنگ آن در شهرها، خصوصا شهرهای بازرگانی، بسیار سریعتر از روستاها و دیگر نقاط بوده است . برای توده مردم دستورات زندگی ساز و تعالیم عینی اسلام بیشتر قابل لمس بود تا مباحث صرفا نظری و عقیدتی آن از اینرو اسلام آوردن ایرانیان درابتدا بیشتر مبتنی بر سنتهای عملی عینی جامعه اسلامی بود تا عنایت به اندیشه های فلسفی و اعتقادی تا پایان دوره مورد بحث هنوز اکثریت جامعه ایرانی مسلمان نشده‌اند و این خود ناقض تمام نظراتی است که اسلام آوردن ایرانیان را تحت اجبار می‌دانند.