تحقیق و ترجمه “معجم‌الفرق الاسلامیه” (فرهنگ فرقه‌های اسلامی)

علمای جامعه‌شناسی معرفت ، قایلند که همه آرای کلامی و فلسفی دارای زمینه‌ای سیاسی و اجتماعی‌اند، پیوستگی کلام و سیاست در خاورمیانه بسیار آشکار است و درست تا پیش از شروع عصر امویان، در منازعات سیاسی درون دولت اسلامی، تاثیر مسائل کلامی را در این گونه منازعات می‌توان پیدا کرد. انتقال خلافت به بنی‌امیه، پیامدهایی آشکار در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اصول حکمرانی داشت . حوداث سیاسی که در پی مساله خلافت ، روی داد، دیدگاههایی به وجود آورد که براساس آنها نظریاتی با جلوه سیاسی، شکل گرفت و به سرعت قیافه مذاهب دینی به خود گرفت . این مذاهب به مساله اصول حکمرانی، توجه شدید داشتند و براساس دیدگاه خود، مبانی این اصول را تبیین می‌کردند و طبعا” حکومت و خلافت را تنها شایسته خود می‌دانستند. این دیدگاهها نخست در چهار مذهب متجلی شد: شیعه، خوارج، مرحبه و اهل سنت . بررسی‌هایی که تا به حال پیرامون مدل و نحل صورت گرفته، از دو زاویه بوده است : 1 – از نظر درستی و نادرستی اصل اعتقاد و مذهب ، که از این جهت جزو علوم عقلی است و در فلسفه و کلام باید مورد بحث قرار گیرد. 2 – از نظر آشنایی به زمان پیدایش و اطلاع بر خلاصه معتقدات این مذاهب و تحولات تاریحی بدون لحاظ جرح و تعدیل و اثبات و نفی، که مربوط به تاریخ و بویژه تاریخ مذاهب است . هر پژوهشگری که قصد تتبع و کاوش در مورد هر یک از مذاهب اسلامی داشته باشد، چاره‌ای جز این ندارد که به کتب کلامی و تاریخ مذاهب ، مراجعه کرده و مقصود خود را از منابع، استخراج کند. از سویی پژوهندگان بسیاری وجود دارند که نیازشان به آشنایی با یک مذهب ، کاملا” جانبی و ضمنی است (کمااینکه دانشجویان ادبیات فارسی و عربی، در مواجهه با متون، چنین نیاز جانبی را احساس می‌کنند)، علاوه براین معمولا” همه آن منابع و ماخذ در دسترس نبوده و فارسی‌زبانان با آنها، مانوس نیستند. اینجاست که ضرورت تالیف فرهنگنامه‌هایی درخصوص معرفی مذاهب ، بخوبی نمایان می‌شود و از این رو برخی صاحبنظران را بدین کار واداشته است . کتاب “معجم‌الفرق الاسلامیه” اثر شریف یحیی الامین، از زمره چنین کتابهایی است . نویسنده کتاب اگرچه اثری آکادمیک ارائه نداده، اما توانسته با مراجعه به منابع دست اول (و حتی با نقل دقیق عبارت آنها)، در حدود 480 فرقه اسلامی را معرفی کند و خواننده را از جستجوی مستقیم در کتابهای کلام و تاریخ و فرق، بی‌نیاز گرداند. در ترجمه کتاب ، سعی برآن بوده که حتی‌المقدور ترجمه‌ای روان و ساده و تعهد به متن ارائه شود و پیداست که چنین کاری در مورد مقالاتی که از کتب مربوط به قرون پنجم و ششم هجری قمری، برگرفته شده‌اند، چندان آسان نمی‌نماید. همچنین بر آن بوده‌ام تا برخی مذاهب و فرق از قلم افتاده را که نویسنده به خاطر عدم دسترسی بدان منابع، در فرهنگنامه خود بدانها اشاره نکرده (همچون برخی فرقه‌های صوفیه)، به کتاب بیفزایم، البته حتی‌المقدور سعی برآن بوده که از فرقه‌هایی که شناخت آنها به نحوی به فهم فرهنگ و ادبیات فارسی، کمک می‌کند، سخنی به میان آید.