بانکداری بدون ربا در جمهوری اسلامی پاکستان

از ابتدای استقلال کشور پاکستان، علمای مسلمان پاکستان همواره بر اسلام خواهی و اداره کشور براساس شریعت اسلامی تاکید ورزیده‌اند و این مطلب از نوشته‌ها و کتب آنها از دهه 1950 به اینطرف کاملا" مشهود و نمایان است . مسئله تحریم ربا در اسلام و حذف آن از سیستم بانکی، بعنوان جزء لاینفکی از سیستم اقتصادی اسلام، همواره موردنظر آنها بوده است . تاسیس بانک توسعه اسلامی از سوی سازمان کنفرانس اسلامی در سال 1975، شور و انگیزه بیشتری را در مردم پاکستان برای حذف ربا از بانکها بوجود آورد. با روی کارآمدن ژنرال ضیاءالحق در ژوئیه 1977، وی ابتکار عمل را در دست گرفت و خود را مجری احکام اسلامی و قوانین شریعت قلمداد نمود. مقدمات بانکداری بدون ربا از همین سال شروع گردید و با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و موج گسترده اسلام‌خواهی در جهان و بخصوص کشور پاکستان بعنوان کشوری که اکثریت مردم آن مسلمان هستند، این امر تشدید گردید و از سال 1979 پایه‌های بانکداری بدون ربا در عمل گذاشته شد تا اینکه در سال 1985 کل سیستم بانکداری پاکستان به بانکداری بدون ربا متحول گردید. مطالعه بانکداری بدون ربا در پاکستان، بعنوان کشوری که در اسلامی کردن کل سیستم بنکی، در پیشاپیش دیگران حرکت کرده است ، می‌تواند برای جمهوری اسلامی ایران نیز که تجربه کمتری از پاکستان دراین امر خطیر و مهم دارد، راهگشا و مثمرثمر باشد. قصد الگو گرفتن از بانکداری بدون ربا در پاکستان، به هیچ وجه دراین تحقیق مطمح نظر نمی‌باشد، اما با الهام گرفتن از مبانی نظری و شیوه‌های عملی و اشکالاتی که مقامات پاکستانی در رابطه با بانکداری بدون ربا با آنها مواجه بوده‌اند، می‌توان به جبران کاستی‌ها و بهبود عملکرد قانون عملیات بانکی بدون ربا در ایران پرداخت . نکته شایان توجه این است که بانکداری بدون ربا، مترادف با بانکداری اسلامی نمی‌تواند باشد، چه در فرآیند اسلامی کردن بانکها، حذف ربا از نظام بانکداری ربوی تنها به عنوان یک گام موثر در تبدیل و یا تغییرشکل نظام مذکور به بانکداری اسلامی می‌تواند مطمح نظر قرار گیرد. روش تحقیق دراین مختصر بدین گونه است که ابتدا به جنبه‌های فقهی و نظری که پشتوانه حرکت بانکداری بدون ربا در پاکستان بوده است ، خواهیم پرداخت . در گام دوم، ثمره عینی آن احکام و نظریات را در عمل مشاهده خواهیم نمود و با بانکداری ربوی قبل از آن نیز مقایسه مختصری بعمل خواهیم آورد. در گام آخر نیز مقایسه‌ای اجمالی بین بانکداری بدون ربا در پاکستان و جمهوری اسلامی ایران - چه در جنبه‌های فقهی و نظری و چه در عملکرد - خواهیم نمود و به مشکلات دو کشور در راه انتقال به بانکداری بدون ربا نیز اشاره کرد و راه‌حلهای پیشنهادی را ارائه خواهیم کرد. در پایان هم، یک جمع‌بندی و نتیجه‌گیری از کل مباحث ارائه شده در سه فصل، به رشته تحریر درخواهد آمد.