بررسی روابط مفهومی در واژگان قرآن‌کریم

پژوهش حاضر، با هدف بررسی روابط مفهومی در واژگان قرآن کریم، در چارچوب معنی‌شناسی ساختگرا صورت می‌پذیرد. انگیزه‌ی نگارنده در پرداختن به چنین موضوعی از علاقه‌ی وافر به قرآن‌کریم و زبان‌شناسی سرچشمه گرفته است. روش تحقیق تحلیل محتوا و جامعه‌ی آماری مجموعه‌ی آیات قرآن‌کریم است. در این تحقیق چهار سوال مطرح شد و براساس آنها چهار فرضیه شکل گرفت. این فرضیه‌ها عبارتند از : 1) همه انواع روابط مفهومی در قرآن کریم وجود دارد، 2) از میان روابط مفهومی موجود در قرآن کریم، تقابل بیشترین بسامد را دارد، 3) از میان روابط مفهومی موجود در قرآن کریم، ترادف کمترین بسامد را دارد و 4) روابط موجود در شبکه معنایی قرآن کریم، نظام‌مند و عمدتا سلسله مراتبی است. در راستای بررسی فرضیه‌ها، روابط مفهومی موجود در تمامی سوره‌ها استخراج گردید و توزیع فراوانی آنها در جداول و نمودارهای ستونی ارائه گردید. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که همه‌ی روابط مفهومی در قرآن‌کریم وجود دارد. رابطه‌ی تقابل با 1056بسامد وقوع (55/62 درصد) و واحدواژگی با 3 بسامد وقوع (17/0 درصد) به ترتیب بیشترین و کمترین بسامد وقوع را نشان می‌دهند. بنابراین فرضیه‌ی اول و دوم تایید و فرضیه‌ی سوم رد می‌شود. زیرا واحدواژگی از کمترین بسامد وقوع برخوردار است و نه ترادف. در توجیه بسامد بالای تقابل می‌توان گفت اساساَ گفتمان اصلی قرآن‌کریم برمبنای تقابل بین کفر و ایمان قرار دارد و بسیاری از واژگان در یکی از این دو حوزه معنایی قرار دارند. در توجیه بسامد پایین واحدواژگی می‌توان گفت در قرآن‌کریم به کلیات و اصول بیشتر از امور جزئی توجه می‌شود. همچنین، براساس یافته‌های تحقیق، بخش اول فرضیه‌ی چهارم تایید می‌شود زیرا بسیاری از واژگان این کتاب آسمانی دارای روابط نظام‌مند هستند، اما بخش دوم رد می‌شود زیرا تقابل معنایی که از بیشترین بسامد وقوع برخوردار است سلسله‌مراتبی نیست و سلسله‌مراتبی بودن تنها در روابط شمول معنایی و جزءواژگی دیده می‌شود.