تاریخنگاران ایرانی‌تبار از قرن دوم تا قرن چهارم هجری

شناخت اوضاع و احوال تاریخی در هر دوره مستلزم شناسایی منابع و ماخذی است که بر اساس آن تاریخ یک دوره به رشته تحریر درمی‌آید. بدین ترتیب شناسایی هر چه بیشتر متون تاریخی یک ضرورت بحساب می‌آید. در بحث از تاریخنگاران ایرانی تبار از قرن دوم تا قرن چهارم هجری به احوال و آثار مورخانی چون ابن مقفع، وهب بن منبه، ابن قتیبه، بلاذری، ابوحنیفه دینوری، یعقوبی، طبری و حمزه اصفهانی پرداخته شده است . و در طول مطالب به مسائلی چون جایگاه اثر مورد بحث در میان آثار تاریخی توجه شده است و این که یک اثر بر چه اساسی نگارش یافته است و شرایط و احوالی که موجب تحریر آن شده چیست ؟ مورخ دارای چه دیدگاهی بوده؟ و طرز تفکر او نسبت به حاکمان عصرش و اوضاع سیاسی - مذهبی چگونه بوده است ؟ آیا باورها و تفکرات وی در شیوه نگارش رویدادها موثر بوده است ؟ آیا از مشاهدات عینی خود در اثرش سود جسته است ؟ آیا از شهود عینی یا روایان نزدیک به واقعه استفاه کرده است ؟ آیا به تاریخ دقیق وقایع توجه نموده است ؟ از چه آثاری سود جسته است ؟ و ارزش آنها در چه حدی می‌باشد؟ این رساله تلاش دارد که به سئوالات و موارد مطرح شده در مورد مورخان مذکور به نحوی پاسخ دهد. با اینهمه هرکدام از مورخان مذکور روش و شیوه مخصوص بخود داشتند، در قرن دوم ابن مقفع و وهب بن منبه اخبار قبل از اسلام را نقل کردند و در قرن سوم ابن قتیبه با ارائه آثاری چون المعارف و عیون‌الاخبار سعی در ارتقاء اطلاعات تاریخی دیگران داشت و بلاذری با پرداختن به تاریخ اسلام (فتوح و انساب) آثار مهمی را عرضه کرد که مورد نیاز جامعه بود. و یعقوبی تلاش کرد که تاریخ عمومی عالم را عرضه نماید و ابوحنیفه دینوری در تاریخش ، جهان قبل از اسلام ایران و عرب را در فتوحات مسلمین به تاریخ عصر اسلامی پیوند داد. و در اوایل قرن چهارم طبری با تحریر مفصلی، تاریخنگاری اسلامی را به اوج رساند و او تاریخ را یک کل می‌دانست که تاریخ اسلام قسمتی از آن محسوبب می‌شد، و حمزه اصفهانی تلاش خود را بیشتر در تاریخ قبل از اسلام متمرکز نمود. با این حال دیدگاه این مورخان ایرانی‌الاصل در تشریح رویدادها و موضع‌گیری‌های خود، دیدگاهی اسلامی (با گرایشهای مختلف) بود و آنها خودبخشی از تاریخنگاری اسلامی محسوبب می‌شوند و منفک از آن نیستند.