بررسی تاثیراندیشه سیاسی مکتب دیوبندی بر بنیاد گرایی اسلامی درکشور های پاکستان و افغانستان

چکیده:
در واکنش به استعمار کمپانی هند شرقی در سال 1858 مدرسه ای در هند و در شهر دیوبند توسط محمد قاسم نانوتوی و رشید احمد کنگوهی تا سیس شد و در آن مدرسه تعدادی از طلاب در رشته علوم دینی و خصوصاً فقه حنفی مشغول تحصیل گردیدند و از همین مدرسه زیر بنای مکتب دیوبندی شکل گرفت. ریشه این مکتب به شکست قیام مسامانانن هند در سال 1236 و انحلال رسمی حکومت گورگانیان و تسلط کامل انگلیس بر می گردد. علمای تراز اول در هند در بررسی علل شکست به این نتیجه رسیدند که توسل به جهاد بهترین راه حل می باشد بنابرین با تاسیس مدرسه دیوبند آموزش جهاد را برای آزادی دوباره هند در راس مواد درسی قرار دادند،و با اتحاد با حزب کنگره از هند یک پارچه حمایت می کردند.گرچه با جدایی پاکستان از هند مخالف بودند،اما یکی از سه پرچم برافراشته شده در آن کشور (1947 در زمان استقلال پاکستان) که نمایانگر آزادی و استقلال پاکستان بود توسط رهبران این مکتب بر افراشته شد . پیروان این آموزه در تمام نقاط پاکستان با داشتن مدرسه هایی توانستند در دولت از نقشی مهمی برخوردار باشند. آنچه که باعث شده تا دیدگاه این مکتب در شرایط کنونی تقویت و در سیاست های شبه قاره اثر بگذارد تحولات و اوضاع افغانستان بوده است که پیشینه آن به اشغال این کشور توسط ارتش اتحاد شوروی سابق برمی گردد که جهاد در این کشور مورد توجه قرار گرفت و مکتب دیوبندی که بر اساس تفکر ضد انگلیس و غرب متکی بود،اولویت خود را در جهاد افغانستان قرارداد و از طریق ایجاد مدارس مذهبی در پاکستان باآموزش گروه های مجاهدین و به خصوص طالبان نقش عمده ای را در تحولات این کشور به عهده گرفت.
در این پژوهش به مسایل زیر پرداخته شده است.سیر تاریخی اندیشه مکتب دیوبندو اینکه چرا و در چه مقطع این مکتب سیاسی شد ؟ چگونگی ورود مکتب دیوبند و اندیشه های آن به کشور پاکستان و افغانستان و نیز بررسی رابطه این مکتب وجنبش طالبان ودر نهایت بر روی آموزه های سیا سی این مکتب و نقش آن در رادیکالیزه کردن جنبش های سیاسی – دینی در پاکستان و افغانستان تاکید شده است .