نقش اخلاق در اجرای احکام متاجر

از آنجائیکه دین حیات آفرین و سعادت بخش اسلام بر اساس فطرت و خلقت “انسان”پی‌ریزی شده و انسان دارای ابعاد و جنبه‌های گوناگون است این دین به همه جنبه‌های انسان توجه داشته،سعادت او را در کلیه ابعادش تامین می‌کند و از طرفی چون جنبه‌های متعدد انسان با هم در ارتباط بوده و در یکدیگر تاثیر متقابل و کامل دارند، لذا سعادت انسان در یک جنبه و یک بعد هرگز نمی‌تواند از جنبه‌ها و ابعاد دیگر او جدا و مجزا باشد. روی همین اصل است که این دین یک مکتب اقتصادی جداگانه و مستقلی بوجود نیاورده و ممکن نیست در این قوانین مربوط به نظام اقتصادی از قوانینی که با عقائد و ایدئولوژی و با سیاست و مبانی اجتماعی و یا معارف اخلاقی ارتباط دارد جدا و مستقل باشد. به عبارت دیگر تربیت و ساختن افراد جامعه از مهمترین اهداف اسلام است و این دین برای اینکه بسیج و تجهیز افراد جامعه در راه صحیح و سعادت آفرین زندگی بطور اصولی و ریشه‌دار انجام بگیرد. در نخستین مرحله اثر پیش از انعقاد نطفه افراد، روحیات و سجایای اخلاقی و طرز تفکر و ایده مادران راکه تاثیر و عکس‌العمل مستقیم و موثر در فرزندان دارد در نظر می‌گیرد و بموازات آن خواص فکری و آثار روحی و جسمی و فرهنگی پدران را نیز مورد توجه قرار می‌دهد. واز این رهگذر فرزندان در نخستین مکتب تربیت که محیط خانواده است در شرایط مناسب وجود مساعدی بوجود می‌آورد. واز آن پس‌هر فرد را از لحاظ تربیت صحیح اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی جسمی و روحی گام به گام مورد مراقبت‌های لازم از طرف این دو رکن مهم خانواده یعنی پدر و مادر قرار می‌دهد تا مرحله به مرحله راه تکامل انسان پیموده شود و در مراحل بعدی نیز از جهت برنامه‌های درسی و جنبه‌های ایدئولوژی و فرهنگی و اجتماعی معلم و مربی و محیط درس و تربیت مراقبت‌های لازم را وظیفه حتمی اولیا و مربیان می‌داند و بالاخره در آخرین مرحله محیط زندگی را مورد توجه قرار داده اولیا و مسئولین جامعه را بطور موکد، موظف و ملزم می‌سازد که محیطی سالم و آکنده از عوامل و اسباب فضیلت و شرافت انسانی بسازند ناگفته پیداست افرادی که در سایه این مقدمات و وسائل رشد می‌کنند دارای روحیات عالی انسانی هستند که مشحون از ایمان کامل به مبدا و معاد و سایر معارف بلند اسلامی و مملو از احساس عدل و خیر و احسان و ایثار می‌گردند. بدین ترتیب آنها جهان جدیدی می‌سازند جهانی که در آن انسانها، ایمان به خداوند، تکامل بنفس ، استقلال، آزادی، شجاعت و شرافت را سرلوحه تمام جریانهای زندگی خود می‌دانند. جهانی که در آن از رباخواری احتکار، غل و غش ، بی‌انصافی، بی‌عدالتی، اغفال و فریب خبری و اثری نیست . جهانی که از انگیزه‌های فساد و ظلم منزه و مبراست و فکر و درک آنها در نتیجه تربیت صحیح اسلامی به آن اندازه از اوج و تکامل نائل گشته است که رعایت محدودیت‌ها را نه تنها منافی و متضاد با آزادی نمی‌دانند بلکه آن را بعنوان ادا یک وظیفه انسانی و یک رسالت وجدانی بکار می‌بندند و از آن لذت هم می‌برند.