الاجتهاد و التجدید فی قراءهالنص

این نوشتار، تحقیقی در زمینه مشروعیت قرائت‌های مختلف از نَصّ دینی و ادله امکان فهم نَصّ است، که در آن برخی نوآوری‌ها درباره فهم نصوص دینی مطرح شده و صحّت یا عدم صحّت روش‌های جدید فهم این نصوص و نیز شیوه‌های اجتهاد در متون دینی برای استخراج حکم از آن‌ها بررسی می‌شود. نویسنده در سه فصل به تبیین روش‌های اجتهاد در دین می‌پردازد. در فصل اول از این نوشتار ادلّه اجتهاد و انواع آن بیان شده و مفهوم لغوی و اصطلاحی اجتهاد و موهبتی خدایی بودن اجتهاد یا اکتسابی بودن آن و اقوال و دلیل‌های مربوط به هر یک ذکر گردیده است. نویسنده دلیل قائلین به ضرورت اجتهاد و مبانی آن ها را در این زمینه مطرح ساخته و ادلّه عقلی و نَقلی به عنوان ابزار کار اجتهاد همچون: استناد به کتاب خدا، استناد به سنّت، اجماع و دلیل عقلی را از نظر شیعه بررسیده، سپس اجتهاد را از منظر اهل سنّت تبیین می‌سازد. وی به اقسام اجتهاد، مانندِ اجتهاد مطلق و متجزّی نیز پرداخته و امکان تجزّی در اجتهاد را بررسی می‌کند. فصل دوم به تحلیل نوگرایی در قرائت جدید از دین و بدعت آمیز بودن، یا ابداعی بودن آن اختصاص دارد. نویسنده ابتدا به تعریف تجدید یا نوآوری پرداخته و پس از معنا کردن ثابت و متغیر در شریعت اسلامی، مشروعیت نوآوری و نوگرایی دینی را شرح می‌دهد. در ادامه با اشاره به مفهوم نص و راه فهم آن، دیدگاه مجتهدان شیعه امامیه را درباره راهکارهای فهم نصوص دینی ذکر کرده و فهم لغت، فهم دلالت لفظ بر معنا، تشخیص ظهور نصوص، فهم علمی نصوص، فهم عرفی از نَصّ دینی، فهم اجتماعی از نص و فهمیدن یکی از نصوص به وسیله نصوص دیگر را از راهکارهای فهم نص از منظر آنان بر می‌شمارد. وی در همین زمینه به بحث درباره هرمنوتیک (یکی از راهکارهای فهم نص دینی و دین) از دیدگاه متفکران غربی پرداخته و موضع خویش را درمقوله هرمنوتیک و مشروعیت آن و جواز تعدّد قرائت از دین به ویژه در مسایل عقیدتی بیان کرده و تأثیرات هرمنوتیکی را در عصر کنونی بررسی می‌کند. در فصل سوم نوگرایی در فهم نصوص دینی و تأثیر آن در اجتهاد و روش‌های اجتهادی بررسی گردیده است.