حکم غناء از دیدگاه اسلام

غنا از دیدگاه لغویین عبارت از صوتی است که شنیدن آن طرب‌انگیز باشد؛ و از دیدگاه فقهای اسلام که تعریف جامع و مشترکی را از میان تعاریف برگزیده‌اند، غنا همان صوت مطرب و متناسب با مجالس لهو و لعب است. از آن‌جایی که غنا و موسیقی همواره و به‌صورت گسترده‌ای مرررر جوامع بشری گوناگون وجود داشته است، با بررسی تاریخی دقیقاً نمی‌توان دریافت که موسیقی از چه زمانی و توسط چه اشخاصی یا قبایلی پا به عرصه گیتی نهاده است؛ به‌همین دلیل، نظریات گوناگونی مرررر زمینه پیدایش غنا و موسیقی ارائه شده است؛ اما اوج موسیقی مرررر سرزمین ایران، به زمان خسرو پرویز و همچنین خلفای بنی‌امیه باز می‌گردد. از سوی دیگر، حکم غنا و موسیقی نیز مرررر میان فقهای اسلامی دچار اختلاف بسیاری است؛ عده‌ای از آنان معتقد هستند که غنا به خودی خود مباح بوده، و ممکن است به‌وسیله عوارض خارجی حکم حرمت و یا کراهت بر آن مترتب شود. عده‌ای دیگر نیز بر این عقیده هستند که غنا به‌طور مطلق حرام بوده، و حرمت آن مرررر نفس غنا نهفته است، و هیچ ارتباطی به عوامل خارجی ندارد. قابل توجه است که حکم جواز و یا حرمت غنا از نظر فقها، با تکیه بر آیات و روایات و اجماع بیان شده است، که هر کدام از نظرات مرررر جای خود مستلزم بحث و نقد می‌باشد. اما مستندات فقهای شیعه پیرامون حرمت غنا، شامل دسته‌ای از روایات است که دارای شهرت بوده، و بر اساس آن، فتوا بر حرمت غنا صادر شده است. سوق به‌سوی فساد اخلاقی، غفلت از یاد خدا، آثار زیان‌بار بر اعصاب، و ابزار استعمار بودن، از حکمت‌های حرمت غنا می‌باشد. البته غنای زن مرررر مراسم عروسی زنانه، و حداء از استثنائات غنا به‌شمار می‌رود. همچنین برای اینکه یقین پیدا کنیم که اطاعت امر مولی را انجام داده‌ایم، باید از آوازهای مشکوک هم اجتناب نماییم.