ارتباط قضا و قدر با جبر و اختیار

بحث جبر اختیار مرررر واقع یکی از اساسی ترین عمیق ترین و عمومی ترین مسایل علمی و فکری بشر است که از زمانهایی بسیار کهن آغاز یافته و مرررر میان عموم مردم از عوام الناس تا نوابغ جهان به نحوی مطرح بوده است و مرررر این زمینه همه مایل بوده اند که بدانند که ارتباط اعمال و رفتار اختیاری شان با مبدء هستی بخش جهان به چه شکلی می باشد. تاریخ اندیشه ای بشری مرررر پاسخ به این پرسش اساسی شاهد سه موضع عمده و بسیار متفاوت بوده است گروهی به مسلک جبر گراییده و هرگونه آزادی و اختیار و اراده را از انسان انکار نموده اند و می گویند انسان مرررر زندگی محکوم سرنوشت جبری می باشد این نظریه مرررر یک تقسیم کلی به شاخه های جزیی تری مانند جبر الهی جبر فلسفی جبر مادی انقسام می یابند و بعد هرکدام از این ها دارای زیر مجموعه نیز می باشند مرررر مقابل این گروه جماعت دیگری هر گونه جبر و موانع اختیار و آزادی انسان را از نواحی طبیعی و ماوراء طبیعی نفی نموده اند و می گویند که انسان دارای اختیار کامل و آزادی مطلق و بی قید و بند می باشد و کلیه امور اختیاری به خود انسان واگذار گردیده است. مرررر میان این جبرگرایی افراطی و اختیارگرائی مطلق العنانی گروه سومی تلاش کرده اند که نظریه جامعه معقول و خردپسندی از آزادی و اختیار آدمی ارائه دهند این دیدگاه انسان را نه مانند نظریه جبرگرایان مساوی با جمادات و نباتات می داند و نه چنان قدرت و ربوبیتی به انسان می بخشند که سر از ثنویت و محدود شدن قدرت مطلقه خداوند مرررر آورند.