فلسفه آزادی از دیدگاه اسلام

اما آنچه مرررر این نوشتار به دنبال طرح آن هستیم، صورت اجمالی آن را به نحو مختصر چنین می‌دانیم: – آزادی یک واقعیت و یک حقیقت است . – آزادی یک صفت و عنوان تحصیلی برای انسان است یعنی اینکه انسان چنان است که می‌تواند آزاد باشد، آزادی چیزی نیست که کسی به انسانها بدهد بلکه راه درست تحصیل آن مرررر زمینه فردی و اجتماعی این است که زمینه و موجبات حصول آن بوسیله اخلاق و تربیت فردی و ساختار قانونی و سیاسی اخلاقی حکومت و دولت با مدیریت علمی و عدالت اجتماعی فراهم باشد. – آزادی “زمینه” و “محصول” ارزشها و فضائل اخلاقی است زیرا اگر انسان کرامت و آزادی خود را از دست بدهد مرررر قبال کرامت از دست رفته خویش هر چه بدست آورد زیان کرده است . – نسبت فرد و اجتماع نسبت مظروف و ظرف است و ممکن نیست مرررر یک ظرف آلوده که پر از فساد و آفت و حق‌کشی است مظروف آن (افراد انسان) سالم بماند. بنابراین عدالت اجتماعی اصل مهمی است که آزادی را حاوی و شامل است پس آزادی درونی و اخلاقی منهای آزادی و عدالت اجتماعی مانع رشد و سعادت فرد و اجتماع است . – مرررر تعریف ماهیت آزادی و اهداف و مبانی آن مرررر هر مکتب باید چهار اصل زیربنایی مهم را ملحوظ کنیم که عبارتند از : هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی، اخلاق و ارزشهای انسانی، لذا قبل از اینکه آزادی یک مقوله سیاسی اجتماعی باشد مقوله‌ای است که مرررر زمینه انسان‌شناسی و نوع تعریف از انسان مورد بحث قرار می‌گیرد. و آزادی سیاسی اجتماعی میوه‌ای است که از ریشه و زمینه آن چهار اصل مذکور حاصل می شودد. – آزادی با دو عنصر “ایمان” و “عقل” ارتباط زنده و حیاتی دارد که مرررر صورت جاری بودن دو عنصر ایمان و عقل مرررر زندگی انسان هم به آزادی درونی می‌رسیم و به آزادیهای بیرونی و دوری از اسارت و بندگی. – آزادی کامل و آرمانی مرررر زبان هنجارهای دینی با تعابیر “فالح”، “تقوی” و “کرامت انسان” بیان شده است . – اصل بسیار مهم سیاسی اجتماعی و تربیتی دینی “امر به معروف و نهی از منکر و تواصی به حق و صبر” اگر با زمینه‌سازی درست تعلیم کتاب و حکمت به حاکم و مردم مرررر حیات اجتماعی جاری باشد موجب آزادی واقعی دینی مرررر حکومت اسلامی است . – طالبان آزادی واقعی و حاکمان آزادی‌بخش که نسبت به آزادی اهتمام دارند ساختار سیاسی اخلاقی حکومت و مجاری امور را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که “خواست و نیاز و اندیشه مردم” مورد شناخت قرار گیرد. و مرررر مسیر درست حرکت کند و این از طریق بیان آزاد فکر میسر است . لذا آزادی شعار انسانهای متواضع و محتاج است که خود را فوق حق و اخلاق و قضاوت عمومی و تعدیل و تصحیح نمی‌بینند. – با ملاحظه چهار مبنای اساسی تعریف آزادی دینی که عبارتند از: هستی‌شناسی دینی، انسان‌شناسی دینی، اخلاق و ارشهای انسانی مرررر دین و معرفت‌شناسی سه اصل مهم به عنوان مبادی و اصول موجبه آزادی مرررر اسلام مطرح است که عبارتند از: “اصل ولایت – اصل عبودیت – اصل عدالت . اصل ولایت شاخص نحوه ارتباط انسان با خداوند است که مطابق و ملازم با حریت است ، اصل عدالت (عدالت اجتماعی) شاخص ارتباط انسان با جامعه مرررر قالب قانون و حق است که حاوی و شامل آزادی است .

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*