فلسفه اخلاق از دیدگاه ابن‌مسکویه

ابوعلی‌مسکویه(421-320 هجری قمری) از علماء نامدار قرن چهارم هجری است و در علوم گوناگونی بویژه اخلاق فلسفی و تاریخ صاحب‌نظر بوده است . او در ارائه آراء اخلاقی خویش به تلفیق آراء یونانی با مبادی اسلامی پرداخته است هر چند صیغهء یونانی آن بیشتر است . مسکویه هدفش از تدوین آراء اخلاقی رهنمون کردن انسان به سعادت تام اخلاقی است ، و در این جهت به بحث “نفس ” و قوای آن و همچنین “فضائل و رذائل” و بحث “وسط” اهمیت بسیار می‌دهد: و در ارائه این نظرات اخلاقی بویژه”فضائل اربعه”و “وسط”از افلاطون و ارسطو متاثر است . از نکات ضعف که می‌توان بر منشور اخلاقی مسکویه، یعنی “تهذیب‌الاخلاق” گرفت این است که مسکویه آن را برای استفاده “خواص ” تالیف کرده است ، لذا فهمیدن این آراء اخلاقی نیز مبتنی بر فهمیدن مقدماتی است که هر کس آنها را نمی‌داند. دیگر اینکه تفکر اخلاقی مسکویه بیشتر متوجه احوال اغنیاء است تا فقراء، اغنیایی که در امورشان اعتدال را رعایت نمی‌کنند و به افراط یا تفریط میل می‌کنند و این ویژگی، تاثیر تفکر اخلاقی یونان را بر تفکر اخلاقی مسکویه ثابت می‌کند، چنانکه این مطلب در تفکر اخلاقی یونان عموما و تفکر اخلاقی ارسطو خصوصا ریشه‌دار است . نکتهء دیگر اینکه مسکویه در تهذیب‌الاخلاق از اقسام حکمت عملی فقط تهذیب اخلاق را بیان کرده است ، و خواجه نصیر طوسی با نگارش اخلاق ناصری این ضعف را جبران کرد. فلسفهء اخلاقی مسکویه نه نظری محض است و نه عملی محض ، بلکه حد وسط آن است و هدف از آن رسیدن به بالاترین نوع از زندگی فکری و سلوک برای انسان است . مسکویه گرچه در تدوین اخلاق از بسیاری متفکران یونانی و جز آنها متاثر بوده است ، اما توانست تفکر اخلاقی منسجمی را پی‌ریزی کند، زیرا تاثرش از روی فهم و اداراک بوده است . مسکویه در بسیاری از عبارات کتاب خود در باب توافق میان فسلفهء اخلاقی یونان با اعتقاد اساسی اسلامی اصرار می‌ورزد و می‌کوشد تا حقیقت الهامی و حقیقت فلسفی را بر پایهء استدلال عقلانی با همدیگر سازش دهد، به همین جهت اندیشه‌ها و عقاید اخلاقی او برای متفکری که اساسا دینی فکر می‌کند، جز با اکراه و بی‌میلی پذیرفتنی نیست . مسکویه سعی کرده است که جنبه‌های نوافلاطونی فلسفهء اخلاقی خویش را نیرومند سازد. آراء اخلاقی او گواهی روشنی بر حسن خلق و آداب معاشرت است . کتاب تهذیب‌الاخلاق مسکویه تاکنون نیز اهمیت اخلاقی خویش را در میان دانشگاهیان و جوامع علمی به عنوان یک منشور اخلاقی حفظ کرده است ، و خواص را به آن رغبتی خاص است .