رفتارها و تمایلات جنسی در کودکی از دیدگاه روانشناسی

رفتارها و تمایلات جنسی انسان

تمایلات جنسی همواره کانون کنجکاوی، علاقه و تحلیل بشر بوده است.‌ ترسیم رفتار جنسی از دوران نقاشی‌های غارنشینان ماقبل تاریخ تا تصاویر و نقاشی‌های تشریحی داوینچی در مورد مقاربت و تا سایت‌های هرزه‌نگاری موجود در اینترنت وجود داشته است. عوامل مختلفی در تعیین رفتارها و تمایلات جنسی نقش دارند، نظیر عوامل تشریحی، فیزیولوژی، روان‌شناسی، فرهنگی که فرد در آن زندگی می‌کند، روابط فرد با دیگران و تجارب رشدی در طول دوران زندگی. این تمایلات دربرگیرنده ادراک مردانگی یا زنانگی و افکار و تخیلات خصوصی و رفتار است. برای فرد بهنجار معمولی، جذابیت برای فردی دیگر و عشق و اشتیاق حاصل از آن عمیقاً با احساسات شادی صمیمانه ارتباط دارد. رفتار جنسی بهنجار رفتاری است که موجبات لذت فرد و شریک جنسی‌اش را فراهم می‌آورد و شامل تحریک اعضای جنسی اولیه، همراه با مقاربت است؛ احساس نامتناسب گناه یا اضطراب در آن وجود ندارد؛ و از سر اجبار نیست. در برخی شرایط روابط جنسی خارج از محیط زناشویی، خودارضایی و انواع مختلف تحریکات جنسی که به اعضای غیر از اعضای اولیه جنسی مربوط است ممکن است در محدودۀ بهنجار قرار گیرد (کاپلان و سادک، 2009). تمایلات جنسی شخص چنان با کل شخصیت او درهم‌آمیخته که صحبت از تمایلات جنسی به‌عنوان پدیده‌ای مستقل درواقع غیرممکن است؛ بنابراین اصطلاح روانی جنسی برای توصیف رشد و کارکرد شخصیت و تأثیر تمایلات جنسی بر آن به کار می‌رود. مفهوم این اصطلاح نه محدود به احساسات و رفتارهای جنسی است و نه در مفهوم وسیع فروید معادل زیست‌مایه[1] است. ازنظر فروید تمام فعالیت‌ها و تکانه‌های لذت‌بخش ریشۀ جنسی دارد. این تعمیم سبب تحریف مفاهیم جنسی در نزد عوام گردید و نمای درهم‌وبرهمی از انگیزش[2] را به روان‌شناسان معرفی کرد. برای مثال برخی از فعالیت‌های دهانی به تغذیه مربوط است و برخی دیگر معطوف به کسب ارضاء جنسی. هردوی آنها فعالیت‌های لذت‌طلب محسوب می‌شوند و در هر دو از یک عضو استفاده می‌شود، ولی برخلاف اعتقاد فروید هر دو فعالیت لزوماً جنسی نیستند. اگر به تمام رفتارهای لذت‌طلب برچسب جنسی بزنیم، تعیین دقیق انگیزش‌ها غیرممکن می‌شود. افراد ممکن است از فعالیت‌های جنسی برای اقناع نیازهای غیرجنسی مانند وابستگی، پرخاشگری، قدرت و شأن و مقام استفاده کنند. هرچند ممکن است تکانه‌های جنسی و غیرجنسی توأماً موجب انگیزش رفتار شوند، تحلیل رفتار به درک انگیزه‌های زیربنایی فردی و تعامل آنها بستگی دارد (کاپلان و سادک، 2009). در مورد رفتارها و تمایلات جنسی وقتی نوبت به زنان می‌رسد، مفاهیم پیچده‌تر می‌شوند؛ همان‌طور که فروید سالها پیش مطرح کرده درک اینکه یک زن دقیقا از رابطة جنسی چه می‌خواهد؟ چه چیزهایی باعث برانگیختگی جنسی زنان می‌شود و سوالاتی از این قبیل هنوز به پاسخ دقیق و مشخصی نرسیده است؛ زمینه های تاریخی، محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی، مسائل بیولوژیک و تغییرات هورمونی، نگرانی از بارداری، نظریات مربوط به روابط ابژه، سبکهای دلبستگی، مسائل عاطفی- هیجانی و ویژگی‌های رابطه‌ای که یک زن در آن درگیر است، همه و همه بر روی تمایلات جنسی زنان تاثیر می‌گذارد، و همین بر پیچیدگی این مفهوم در زنان می افزاید (بروتو، 2010). در ادامه بحث عوامل فوق بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 

2-2-1- رفتارها و تمایلات جنسی در کودکی

پیش از آنکه فروید تأثیرات تجارب دوران کودکی را روی شخصیت بزرگ‌سالی توصیف کند، دنیا از عالم‌گیر بودنِ فعالیت جنسی و یادگیری جنسی در کودکان بی‌خبر بود. بیشتر تجارب یادگیری جنسی در کودکی بدون اطلاع والدین انجام می‌شود ولی آگاهی از جنسیت کودک بر رفتار والدین مؤثر است. برای مثال با پسربچه‌ها با جدّیت بیشتری رفتار می‌شود تا دختربچه‌ها و برعکس دختربچه‌ها بیشتر در بغل گرفته می‌شوند. پدرها وقت بیشتری با اولاد ذکور خود صرف می‌کنند و نسبت به نگرانی‌هایِ پسران نوجوان خود بیشتر از اضطراب دخترانشان آگاه هستند. پسرها بیشتر از دخترها در معرض تأدیب جسمی هستند. تحمل والدین در برابر پرخاشگری و تقویت یا خاموشیِ فعالیت و علایق ذهنی، زیبایی‌شناسی و ورزشی بستگی به جنسیت کودک دارد. مشاهدات کودکان نشان می‌دهد که در شیرخواران بازی با اعضای تناسلی بخشی از رشد طبیعی است. بر طبق نظرات هری هارلو در میمون‌ها تعامل با مادر و همسالان برای رشد رفتار جنسیِ مؤثر در بزرگ‌سالی ضروری است؛ که این یافته با اجتماعی شدن بهنجار کودکان ارتباط دارد. در جریان یک دورۀ بحرانی رشد، کودکان نسبت به انواع خاصی از محرک‌ها حساسیت بخصوصی دارند اما بعدازآن ممکن است در برابر آن محرک‌ها مقاوم شوند. روابط دقیقِ دوره‌های بحرانی با رشد روانی جنسی هنوز مشخص نشده است. احتمالاً مراحل رشد روانی جنسی فروید – دهانی، مقعدی، فالیک و نهفتگی و تناسلی- فقط توصیف تقریبی از این روابط است. تمایلات جنسی هر شخص بستگی به چهار عامل روانی جنسیِ پیوسته به هم دارد: هویت جنسی، جنسیت فرد، گرایش جنسی و رفتار جنسی. این عوامل در تکامل، رشد و عملکرد شخصیت تأثیر می‌گذارند. تمایلات جنسی چیزی فراتر از نزدیکی جسمی خواه با مقاربت یا بدون آن و چیزی کمتر از تمام رفتارهای معطوف به کسب لذت است (کاپلان و سادک، 2009).

[1]– Libido

[2]– Motivation