شعائر، كه، ، شعار، براي

شعائر به شرح ذيل مي باشد:
1- خليل بن احمد فراهيدي ميگويد:”شعرته”، يعني تعقل کردم و آن را فهميدم..101
2- جوهري ميگويد: ” شعير، اعمال حج است و هر چه که علم براي اطاعت خداوند متعال باشد، جزء شعائر است…و شعار قوم در جنگ، علامت آنان است تا برخي، برخي ديگر را بشناسند…و”اشعرته فشعر” يعني فهماندم او را، او نيز فهميد”102
3- قرطبي ميگويد:” هر چيزي که براي خداوند متعال است و در آن امري است که نشانگر اعلام و اشعار ميباشد به آن شعار يا شعائر ميگويند. و شعار يعني علامت و “اشعرت” يعني اعلام کردم و “شعيره” به معناي علامت و شعائر خدا به معناي علمهاي دين خداست.103
4- شعاير در لغت به معناى علامت آمده است، شعائر از شعار يعنى علامت، و به معناى ندا نيز آمده است؛ «والعيد، شعاره من شعائر الاسلام». همچنين شعاير از شعيره به معناى علامت و اعلام حج و اعمال آن نيز آمده است104.
از تعاريف بالا برميآيد که شعائر تنها به نسک و اعمال حج گفته نميشود، بلکه به هر چيزي که براي خداوند متعال باشد و در آنها جنبه اعلام وجود داشته باشد شعائر گفته ميشود. بنابراين ميتوان براي شعائر انواع گوناگوني قائل شد.
هر چند درباره شعائر خداوندمتعال همچنين تعظيم شعائرالهي در تفاسير اختلاف وجود دارد ولي تلاش ميگردد با بررسي تفاسير گوناگون بتوانيم به جمعبندي مشخصي در اين زمينه برسيم.
– در تفسيرالميزان آمده است که: شعائر خدا، علامتهايى است كه خداوند آنها را براى اطاعتش نصب فرموده، همچنان كه خودش فرمود:” إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ” 105 و نيز فرموده:” وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ …”.106
و مراد از آن، شترى است كه براى قربانى سوق داده مى‏شود، و با شكافتن كوهانش از طرف راست، آن را علامت‏گذارى مى‏كنند تا معلوم شود كه اين شتر قربانى است.
“فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ” يعنى تعظيم شعائر الهى از تقوى است، بنابراين ضمير در” فانها” به تعظيم شعائرى بر مى‏گردد كه از كلام مفهوم مى‏شود، اضافه شدن تقوى به قلوب اشاره به آن دارد که حقيقت تقوا امرى معنوى است و قائم به دلها مي باشد. همچنين منظور از قلب، دل و نفوس است.107
علامه طباطبايى، شعاير را به معناى نشانه‏هاى عظمت و تقواى الهى دانسته و آن را منحصر به موارد خاصى نمى‏داند.
«و الشعائر هى العلامات الدالة، و لم يقيد بشى‏ء مثل الصفاء و المروه و غير ذلک، فکل ما هو من شعائر اللّه و آياتة و علاماته المذکره له فتعظيمه من تقوى اللّه و يشمله جميع الآيات و الآمره بالتقوى»
83.
4. A