مجالس، اين، مذهبي، برگزاري،

کرد.62 البته اين آزادي مشروط به آن بود که مذاهب و پيروانشان کاري به حکومت نداشته باشند. به همين دليل اين مراسم، ديگر از حالت اعتراض سياسي خارج شده و به يک مراسم صرفا مذهبي محدود گرديد. مراسمي که انگيزه آن صرفا به کسب ثواب اخروي و دوستي با اهل بيتعليهم‌السلام منحصر ميشد.
در اين دوره شعراي بسياري به سرودن شعر در مدح و رثاي امامان شيعه و ساختن نوحه براي سينهزني اهتمام ورزيدند.63
تعميم و گسترش اين مجالس از ايام محرم و زيارتي به ديگر ايام ، زهدگرايي و دخالت نکردن در امور حکومت و دوري از دنيا و گسترش حسينيهها براي برگزاري مراسم عزا را از ديگر مشخصات عزاداري در اين دوره شمردهاند.64
1-3-2-9- دوران تيموريان؛ پيدايش مجالس مذهبي “روضه”
از خلال منابع تاريخي پايان سده‌ي نهم و آغاز سده‌ي دهم روشن مي‌شود که گرايش به تشيع در سراسر قلمرو ترکمانان و تيموريان وجود داشته است.65
يکي از امراي مشهور تيموري، سلطان حسين ميرزا است که عصر او را درخشان‌ترين دوران تيموريان مي‌دانند.66 به اشاره مرشدالدوله از نزديکان اين سلطان، کمال الدين حسين بن علي بيهقي( معروف به واعظ کاشفي) که از عالمان آن روزگار بود، مهمترين و معروف‌ترين کتاب را براي مجالس عزاداري حسيني نوشت و آن را ” روضه الشهدا في مقاتل اهل البيت” ناميد.67
1-3-2-10- دوران صفويه؛ اوج تعظيم شعائر
با روي کار آمدن حکومت صفويه، شاه اسماعيل توانست آرزوي خاندان صفوي – در تکميل اقتدار معنوي با قدرت سياسي- را برآورده ساخته و در سال 907 هجري، سلسلهي صفوي را بنيان گذارد و تشيع را به عنوان مذهب رسمي کشور اعلام دارد.68
در عصر صفويان مذهب و حکومت کاملا با يکديگر آميخته شدند و ميزان درک متقابل ميان نهاد ديني و نهاد حکومتي به ميزان قابل توجهي بالا رفت.69 در نتيجه شيعيان موقعيت خوبي پيدا کردند و توانستند آزادانه به اقامه شعائر مذهبيشان بردارند. در اين دوره، برگزاري مجالس مذهبي بروز و ظهور بيشتري يافت و شعرا نيز در اين دوره به سرودن مراثي و مناقب پيامبر و خاندان او پرداختند.70
اما مهمتر از همه اين تظاهرات، توجه ويژهاي است که شاهان صفوي، خصوصا شاه عباس اول به مقوله برگزاري مجالس مذهبي با محوريت عزاداري امام حسين علیه السلام مبذول داشتند. اقدام مهم صفويان در اين زمينه، يکي رسمي کردن برگزاري مجالس و ديگري ابزارمند کردن و نيز تعريف آيينها و رسوم جديد برگزاري مجالس بود. علاوه بر ابزارآلات جديد، از اين دوره، آداب و رسوم نويني هم در سلک آيينهاي عزاداري درآمدند.71
1-3-2-11- دوران افشاريان و زنديان؛ عصر افول و رکود
به باور مورخان، نادرشاه افشار خود بر هيچ مذهبي جز مذهب ” قدرت” نبود. او با اغراض سياسي و برخلاف صفويان، توهين و سب خلفاي راشدين را قدغن اعلام کرد و برگزاري مجالس مذهبي را محدود ساخت و اجازه نداد که به رسم صفويه، حکومت، روز عيد غديرخم را جشن بگيرد. همچنين در فرمان معروف خود “مذهب شيعه جعفري” را صرفاً مذهبي در رده‌ي مذاهب چهارگانهي اهل سنت و به عنوان پنجمين مذهب اسلامي اعلام کرد.72
و با اتخاذ اين سياست بي‌طرفانه، هم از يک سو به نزاع و کشمکش شيعه و سني خاتمه داد و هم از سوي ديگر از قدرت فزاينده ي شيعيان و علما کاسته و موازنه‌ي قدرت را به نفع اهل تسنن تعديل کرد. نتيجه طبيعي اين سياست، افول برگزاري مجالس مذهبي بود. در دوران کريم خان زند هم، کمابيش همين روال استمرار يافت.73
1-3-2-12- دوران قاجار؛ غلبه ي زوايد و حواشي بر اصل
به طور کلي شاهان قاجار دلبستگي و توجه ويژه‌اي به رعايت آداب و برگزاري مناسک و شعائر ديني از خود نشان ميدادند.
البته دينداري قاجاريان نيز از دايره‌ي ظواهر و وجه عوامانهي دين فراتر نمي‌رود و معارف دين در اين عصر در غربتي مضاعف به سر مي‌برد. افراط در اين امر، حواشي و پيرايههاي بسياري را در دين و شعائر ديني وارد ساخت به طوري که حتي برخي محققان، شاهان قاجار را بر مذهبي سواي مذهب عامه دانستهاند.74
در دوران آغا محمدخان، تعزيه رواج پيدا کرد.75 در دوران دومين شاه قاجار بر شکوه برگزاري مجالس مذهبي افزوده شد.76
در دوران محمدشاه قاجار بر شکوه و تجمل مجالس مذهبي افزوده شد.77 بايد اذعان کرد که در بين شاهان قاجار، ناصرالدين شاه در پرداختن به شعائر مذهبي و شيعهگري گوي سبقت را از همه ربوده بود.
در اين دوران، همچنين براي اولين بار زاد روز امام علي علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از طرف حکومت و به طور رسمي در سلک جشنهاي رسمي درآمدند. بيترديد، شاخص‌ترين ويژگي دوران ناصري، رونق بيسابقهي مجالس عزاداري و خصوصاً آيين “تعزيه” است.78 مهم‌ترين اقدام در راستاي رونق بخشي اين مجالس، ساخت ” تکيه دولت” به دستور ناصرالدين شاه است.
برگزاري مجالس تعزيه، فقط به ايام رسمي سوگواري منحصر نمي‌شد. بلکه در ايام ولادت پيامبراکرم صلی الله علیه و آله و ائمه‌ي اطهار علیهم السلام هم تعزيههاي شاد و مفرح رونق داشتند.79
در عهد ناصرالدين شاه، رسوم ديگري نيز مانند “شمايل گرايي” و “چهل و يک منبر” در زمره‌ي آداب و مظاهر دين‌داري عامه وارد شدند. گسترش شمايل کشي از چهره‌ي اهل بيتعلیهم السلام و خصوصا حضرت علي علیه السلام از شاخصههاي اين دوره است. رسم چهل و يک منبر هم به اين معنا بود که افراد براي روا شدن حاجات خود نذر مي‌کردند که يک شب عاشورا به چهل يا چهل و يک مجلس و تکيه‌گاه بروند و شمع روشن کنند.80
با وجود آنکه در دوران ناصرالدين شاه مجالس مذهبي گسترش بسيار يافتند، اما در عين حال از مقطع پاياني همين عصر هم مجالس مذکور به افول گراييد. سه دليل عمده را مي توان براي اين افول ذکر کرد:
1- گسترش کمي و کيفي مجالس تعزيه و شبيهخواني به عنوان رقيب جدي مجالس مذهبي.
2- ورود گرايشات صوفيانه، نقلهاي ضعيف و داستان‌پردازي‌هاي عوامانه به متن مجالس که نتيجه‌اش تهي شدن اين مجالس از محتواي غني پيشين خود بود.
3- رواج فرنگيمآبي و حملات منورالفکران به اين مجالس و نيز تضعيف عقايد ديني.81
البته پس از چندي اين افول دامن‌گير مجالس تعزيه هم شد. دليل عمده آن را ميتوان خالي شدن اين مجالس از اخلاص ديني و تبديل شدن اين مجالس به مجالس اهل دنيا بيان کرد. اين روند در دوران مظفرالدين شاه و خصوصا با آغاز نهضت مشروطه شکل جدي‌تري به خود گرفت.82
به طورکلي بايد گفت مجالس مذهبي در عهد قاجار، عليرغم نشيب و فرازهاي زياد، هيچگاه به طور کامل نفوذ خود را از دست نداد و در مقاطع مختلف سياسي و اجتماعي کماکان اثرگذار بود.83
1-3-2-13- دوران پهلوي؛ سياست دوگانه
رضاخان مي‌دانست که تنها راه براي جذب قلوب مردم و اعتماد علماي دين، تظاهر به مذهب است. لذا در اين دوره رضاخان مجالس بزرگ و پرتجمل برگزار مي‌کرد و سر خود را برهنه مي‌کرد. اما وقتي بر سرير قدرت تکيه زد، رفته رفته هر سال اوضاع نسبت به مجالس مذهبي سخت‌تر گرديد، تا آنجا که رسماً برگزاري اين گونه مراسم قدغن اعلام شد. ديگر اقدام رضاخان براي محدود کردن مجالس مذهبي، تأسيس “مؤسسه‌ي وعظ و خطابه” بود. يکي از اهداف مهم تشکيل مؤسسه‌ي مذکور، تربيت طلابي بود که بتوانند در تبليغات تجددگرايانه، به رژيم کمک رسانند و در عين حال از قدرت روحانيت کاسته شود.84 رضاشاه همچنين در سال 1327 دستور به تخريب بناي تکيه دولت داد.85 با اين همه در موارد بسيار اقدامات برخي علما اين سياست‌ها را در عمل با شکست مواجه مي‌ساخت. مشخصا بايد از اقدامات شيخ عبدالکريم حايري يزدي- مؤسس حوزه علميه قم- در ترويج مجالس مذهبي و اعزام طلاب جوان به عنوان مبلغ به شهرهاي مختلف اشاره کرد. مشهور است که دهه فاطميه هم به ابتکار اين عالم سرشناس شيعه در زمره مناسبت‌هاي عمومي سوگواري درآمد. سياست‌هاي دين‌ستيزانه رضاشاه در زمان پهلوي دوم هم استمرار يافت. البته از شدت وحدت آن نسبتاً کاسته شده بود.86
1-3-2-14- نقش مجالس مذهبي در پيروزي انقلاب اسلامي
بدون شک پيروزي انقلاب اسلامي را بايد نقطه عطفي در حيات مجالس مذهبی و آغاز مرحله‌اي از پيدايش تنوع و تحول در ساختار، کارکرد و درونمايه اين مجالس دانست.87
انقلاب اسلامي پديدهاي بينظير ميان انقلابهاي بزرگ دنيا به شمار ميآيد. عظمت آن و شکوه حضور يکپارچه مردم براي پيريزي نظامي الهي، پيشبيني تمامي استراتژيستها و گزارشگران جهاني و منطقهاي را برهم زد و آنان را مجبور به کرنش در مقابل انقلاب نمود. نقش مجالس مذهبي در پيروزي و همچنين تثبيت انقلاب اسلامي نقشي بيبديل بوده و هست.
مجالس مذهبي از يک طرف در درون خود داراي انسجام هستند و هويتي مشترک (هممحلي و…) اعضاي مجالس را به هم پيوند ميدهد و از طرف ديگر بين مجالس نيز علقههاي مشترکي مبتني بر ايدئولوژي تشيع وجود دارد. با توجه به مذهبي بودن انقلاب ايران، تشکيلات و مجالس مذهبي توانستند سرچشمهاي مهم در تأمين و تسهيل سازماندهي و بسيج انقلابي مردم باشند و همين بسيجها نقش بسيار مهمي را در پيروزي انقلاب اسلامي ايفا کردند.88
در مجالس مذهبي قبل و به خصوص در آستانه انقلاب اسلامي، اخبار و اطلاعات انقلابي از طريق وعاظ و سخنرانان مذهبي به مردم منتقل ميشد. وعاظ، مردم را در جريان حوادث و وقايع مهم مملکتي و حتي جهان قرار ميدادند و همچنين اعضاي فعال انقلابي در اين مجالس با پخش اعلاميهها، جزوهها، نوار و کتابهاي امام خميني(ره) و مراجع تقليد موجب آگاهي انقلابي مردم ميشدند. گستردگي اين مجالس در سراسر کشور از شهرهاي بزرگ تا روستاها، اين امکان را در روند شکلگيري انقلاب اسلامي به وجود آورده بود که پيامها و ارتباطات انقلابي به راحتي در سراسر کشور پخش شده و اقشار و طبقات گسترده مردمي در ارتباط با حوادث انقلابي، در جريان مواضع و پيامهاي امام خميني(ره) قرار گيرند.
از کارکردهاي ديگر مجالس مذهبي که زمينهساز پيروزي انقلاب اسلامي شد، ميتوان به جذب و سازماندهي نيروهاي انقلابي، آگاهيبخشي به مردم، سازماندهي و برگزاري راهپيماييها، تظاهرات و تجمعات سياسي و.. اشاره کرد.89
جمعبندی
در این فصل به بررسی کلیات و مفهومشناسی تحقیق پرداختهایم. لذا در ابتدا ابعاد مختلف طرح پژوهش از جمله بیان مسئله تحقیق، سوالات تحقیق، ضرورت انجام تحقیق، اهداف و کاربردهای تحقیق، روش انجام تحقیق و پیشینه تحقیق را مورد بررسی قرار دادهایم و در ادامه مفهومشناسی تحقیق مورد توجه قرار گرفته است.
سپس به بررسی سیر تاریخی مجالس مذهبی پرداختهایم و انواع مجالس مذهبی را ذکر نمودهایم و به نحوه شکلگیری این مجالس در صدر اسلام اشاره کردهایم. در ادامه برگزاری این مجالس در دو مقطع زمانی قبل و بعد از شهادت امام حسین علیه السلام را مورد توجه قرار داده و اشاره کردهایم. بعد از شهادت سالار شهیدان، ائمه اطهار علیهم السلام تاکید زیادی بر زنده نگهداشتن یاد و نام ایشان داشتهاند و به همین جهت این مجالس تحت تاثیر این امر قرار گرفتهاند. نحوه ورود و تاثیرگذاری این مجالس در ایران هم مورد بررسی قرار گرفته و نحوه برگزاری این مجالس در دورههای مختلف تاریخی در کشورمان مورد بررسی قرار گرفتهاند. در انتها هم به نقش این مجالس در پیروزی انقلاب اسلامی ایران اشاره گردیده است.
کارکردهاي مجالس مذهبي در احياي دين
با استفاده ازآيات و روايات
در اين فصل، به دنبال آن هستیم تا مولفهها و ویژگیهای مجالس مذهبی مطلوب از دیدگاه قرآن و روایات را تبیین کنیم. به منظور دستیابی به این مهم، در ابتدای فصل به بررسی نقش اهمیت جماعت و مجالس در اسلام پرداختهایم، سپس برپايي اینگونه مجالس، از ديدگاه قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام را مورد بررسي قرار داده و در ادامه با بررسی کارکردهاي اين مجالس در قالب کارکردهاي عبادي، سياسي، تربيتي، فرهنگي، اجتماعي و روانشناختي با استفاده از قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام به تبیین مولفهها و ویژگیهای مجالس مذهبی در منظومه معارف ديني پرداخته و تلاش نمودیم با تبیین این کارکردها، نقش و جايگاه مجالس مذهبي مطلوب در حفظ و تداوم حيات ديني جامعه تبیین گردد.
 2-1- اهميت جماعت و مجالس در اسلام
به منظور تبيين نقش مجالس مذهبي در احياي دين، لازم است در ابتدا مروري بر اهميت و ضرورت جمع و جماعت در اسلام داشته باشيم تا بتوانيم به شناخت صحيحي در اين زمينه دست پيدا کنيم.
در اسلام، اساس عبادتها بر پايه جمع و جماعت است، مخصوصاً نماز، كه اين عبادت در اصل جنبه اجتماعى دارد، يعنى بايد به صورت جماعت انجام شود، درست است كه نماز فُرادى‏ نيز در اسلام صحيح است اما عبادات فردى، جنبه فرعى و درجه دوم را دارد.90 فرايض روزانه كه مهمترين عبادت اسلامى هستند، با مفاهيم اجتماعى چنان آميخته‏اند كه تفكيك اين دو از هم كار مشكلى است و هنگامىكه بصورت فردى انجام داده مى‏شود، مثل اينكه مفهوم خود را از دست مى‏دهد.91 لذا عبادت اجتماعي بسيار گستردهتر و مهمتر از عبادت فردي است. اساس قرب، در عبادت اجتماعي است. اينكه در روايت نماز، ديدار مؤمنين، زيارت رفتن، احسان و … داراي ثواب فراوان شمرده شده يا انجام حج واجب شمرده شده است به همين معناست. اگر انسان به صورت فردي زندگي کند، نميتواند اين عبادتها را انجام دهد.
به نظر ميرسد دليل تأکيد دين مبين اسلام بر جمع و جماعت و ارتباط مومنين با يکديگر در امور خير، توجه به جنبههاي تربيتي و آموزشي اينگونه اعمال است تا افراد بتوانند از طريق انجام اين اعمال به صورت جمعي در ترويج و توسعه آن اعمال موثر بوده و خود نيز از برکات و مزاياي آن استفاده کنند. در بسياري از اعمال عبادي چنانچه جنبه اجتماعي بودن آن مورد توجه قرار نميگرفت و بر انجام جمعي آن تأکيد نميشد، امکان کمرنگ شدن و فراموشي اين اعمال در دورههاي مختلف وجود داشت و به همين دليل به منظور جريان اعمال در متن اجتماع و عدم فراموشي آنها و توسعه و رشد هر چه بيشتر آنها بر انجام جمعي آنها تاکيد گرديده است.
به نظر ميرسد در برگزاري مراسم حج، به عنوان بزرگترين اجتماع مذهبي مسلمانان هم به اين نکته توجه شده است. در روايات يکي از مهمترين اهداف حج، تقويت دين ذکر شده است.
در روايتي، اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) ميفرمايند:« الْحَجَّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ»92 خداوند حج را واجب کرده تا دين خدا تقويت شود. لذا اگر حج نباشد دين خدا تضعيف ميشود. اين تقويت در قالب دو کارکرد فردي و اجتماعي صورت ميپذيرد.
در کارکرد فردي در واقع انسان در حج، دائم به ياد خداوند است، از گناهان گذشته خود برگشت کرده و توبه ميکند و تلاش ميکند در آينده دستورات الهي را مبناي زندگي خود قرار دهد؛ لذا حج باعث تقويت دين در دل انسان ميشود و از آنجا که حج ريشه در اصول اعتقادي و فکري مسلمين دارد باعث استحکام پايههاي اخلاقي در فرد فرد مسلمانان ميشود که ميتوان از آن به عنوان نهضت خودسازي در اسلام ياد کرد.
اما از جنبه اجتماعي که در اين قسمت بيشتر مدنظر ماست حج باعث اصلاح و تثبيت اخلاق اجتماعي در جامعه ميشود و نوعي فضاي اجتماع را تحت تاثير قرار ميدهد. امام صادق (عليه السلام) اهميت جنبه اجتماعي اين عمل را آنقدر بالا ميدانند که ميفرمايند: :«لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ»
تا زمانيکه کعبه برپا است و مردم دور خانه خدا ميگردند، دين هم برپا است.93
به نظر ميرسد آنچه باعث ميشود اهميت حج تا اين حد بالا رود کارکرد اجتماعي آن است چرا که انسانها به صورت فردي هم زمينه خودسازي و عبادت خداوند را دارند، ولي اينکه مسلمانان در موعدي خاص و با داشتن شرايط مشخص در مکاني معين تجمع ميکنند و اعمال ويژهاي را انجام ميدهند اهميت و ارزش ويژهاي پيدا ميکند چرا که انجام اين عمل پيامهاي اجتماعي را ارسال ميکند که نتيجه آن ارتباط هر چه بيشتر مسلمانان با يکديگر، نمايش عزت و عظمت94 اسلام، مرور شعار بندگي و يکتاپرستي و زمينهساز آشنائي و ارتباط هر چه بيشتر پيروان ديگر اديان با دين مبين اسلام ميباشد و به همين دلايل اهميت بالائي پيدا ميکند.
علاوه بر مسأله حج در روايات ديگري هم بر اهميت جمع و جماعت در اسلام تأکيد شده است:
در رواياتي پيامبر اسلام(صلوات الله و سلامه عليه) مي‌فرمايند: «الجماعه رحمه و الفرقه عذاب»95 .
يعني اتحاد، وحدت و همبستگي رحمت است و تفرقه و جدايي عذاب است.
و همچنين “عَلَيکَم بِالسَّوَادِ الأعْظَمِ;؛ بر شما باد که ساکن شهرهاي بزرگ و پرجمعيت باشيد.”96
و روايات ديگري از جمله : ولاتفرقوا فان البرکه مع الجماعه97 ، که همگي بيان کننده اهميت جماعت و اجتماع مسلمين است. همچنين اميرالمومنين حضرت علي(عليه السلام) مي‌فرمايند: «فان يدالله مع الجماعه و اياکم و الفرقه»98.
يعني پس [بدانيد که] دست خدا با جماعت است و از تفرقه و جدايي بپرهيزيد.
اينگونه روايات و احاديث بيان‌کنندۀ آن است که وقتي اقشار و گروههاي انساني با هم شدند و فرد تبديل به جماعت و نفس تبديل به اجتماع گردد و اجتماع و جماعت نيز هدفي واحد و راهي واحد را آغاز کنند، سنّت و قانون الهي حاکم بر جهان اين است که آنان در رسيدن به اهداف خود موفق خواهند شد.
2-2- برپايي مجالس مذهبي از ديدگاه قرآن و روايات:
 پس از بررسي و تبيين نگاه دين مبين اسلام نسبت به مسئله جماعت و اجتماع، به دنبال آن هستيم تا بدانيم نگاه قرآن کريم و روايات نسبت به اجتماعاتي که با نگاه و رويکرد مذهبي برگزار ميگردند چيست؟ آيا نسبت به برگزاري اينگونه مسائل توصيه و سفارش خاصي وجود دارد يا خير؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ اين سوال، براي برگزاري اينگونه مجالس چه توصيهاي وجود دارد؟
2-2-1- برپايي مجالس مذهبي از ديدگاه قرآن
با بررسي آيات قرآن کريم پي ميبريم که برپايي مجالس مذهبي، از جمله مسائلي است که قرآن کريم نه تنها اصل آن را امضا مينمايد، بلکه مسلمانان را به برگزاري ترغيب و تشويق نموده است. در ادامه با بررسي آيه 32 سوره مبارکه حج به اين مهم ميپردازيم.99
” ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ”100
مفهوم